ابر دل گرفته ام بیا :: گاه نوشت یک خانم معلم

  گاه نوشت یک خانم معلم


ابر دل گرفته ام بیا

خانم معلم | جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۵۹ ب.ظ | ۵ نظر


ا


این روزها که به کاکتوس نازنینم که جوجه هایش در حال رشد هستند نگاه میکنم ، دلم برایش می سوزد . با چه  سختی جوجه هایش را به سمت نور متمایل میکند تا بهره شان از نوری که پشت ابر است بیشتر شود . این روزها آسمان تهران گرفته و ابری است . نفس ها تنگ است . آسمان می خواهد ببارد ولی نمی بارد . مردم در هم و عبوسند . شادی نیست حتی کاکتوس های من هم شاد نیستند . 

آسمان اگر می خواهی ببار ، چرا نمی باری ؟ 

خورشید اگر میخواهی بتاب ، چرا نمی تابی ؟ 

چه کم دارید برای باریدن ، برای تابیدن ؟ 


دلم شور جوجه هایش را میزند ... دلم شور تمام جوجه های شهر را می زند ... چرا کسی کاری نمی کند ؟ من باید چه کنم ؟ 

  • خانم معلم

نظرات (۵)

سلام خانم معلم.
خوبین؟
خیلی وقت بودتشریف نداشتین
پاسخ:
سلام 
الحمدلله ... گوشی که دستت باشه و تلگرام و اینستا داشته باشی از وبلاگ عقب می مونی مخصوصا که خواننده ای هم دیگه نداره که باهاشون در تعامل باشی 
شما خوبین ؟ 
ممنون خانم معلم.
من هم بدنیستم.
من که همیشه به یادشماهستم.
خودم هم توتلگرام هستم ولی خب به این وبلاگ هاهم سرمیزنم.
پاسخ:
ان شاالله سلامت باشین همیشه 
با این همه پیگیری چطور شما چرا وبلاگ نداری ؟
من یه مدت یه بامبو داشتم توی یه شیشه آب، اسمشم کامبیز بود! ولی تا حالا جوجه کاکتوس نداشتم حقیقتش!
پاسخ:
سلام کاملا یادمه 
خب اینم جوجه کاکتوس های من هستن دیگه اشکالی داره ؟((:
خانم معلم.
راستش اهل وبلاگ زدن نیستم.
ولی ازوبلاگهایی که افراددیگه زحمت اداره ش رومیکشن استفاده می کنم ووبلاگ شماهم یکی ازاونهاهست که حال وهوای مدرسه ومعلم های مدرسه روهم داره.
پاسخ:
دیگه کجای وبلاگ من حال و هوای مدرسه داره جز اسم نویسنده ؟ اونم باید تغییر بکنه مثل همه چیز های دیگه 
همون اسم خانم معلم هم حال وهوای مدرسه روبرای آدم تداعی میکنه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی