گاه نوشت یک خانم معلم

  گاه نوشت یک خانم معلم


لاریجانی هم ؟!

خانم معلم | سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۸۸، ۰۸:۲۸ ق.ظ | ۰ نظر
سایت پیشگام حامی دولت مدعی شد که لاریجانی فردی است که موسوی را دچار « توهم و اتخاذ مواضع فتنه انگیز» کرده است.به گزارش «فردا»، سایت رجا، پایگاه اینترنتی حامی دولت در خبری که به بهانه موضع گیری علیه مدرک تحصیلی علی لاریجانی منتشر کرده است، رئیس مجلس شورای اسلامی را تلویحا یکی از عوامل رفتارهای فتنه انگیز و تحریک آمیز می خواند.
دیشب مطلبی خواندم در باره نظر یکی از نمایندگان برعلیه آقای لاریجانی، موارد اتهام ایشان به آقای لاریجانی چنین بود:
- آیا نشست و برخاست های انتخاباتی آقای لاریجانی با کسانی که با نظام دچار تعارض و تضاد شده بودند و تشویق او به فتنه انگیزی موسوی و آشوب های خیابانی، نشانه اطاعت از رهبری است؟
- اینکه افراد معمولی جامعه هم موضع رهبری را از فرمایشات ایشان به خصوص در سفرشان به استان کردستان درک کرده بودند، اما آقای لاریجانی مسیر دیگری را رفت و هزینه زیادی به کشور و نظام تحمیل کرد.
جالب است که ایشان علت سکوتشان را « بعضی مصالح » مطرح نموده اند .
این نماینده ، از لاریجانی می خواهد که در مورد چگونگی تشکیل دولت دهم تعیین تکلیف نکند زیرا رئیس مجلس تصریح نموده که رفتار دولت در انتخاب وزراء بی سابقه بوده است.
علی لاریجانی گفته است : « معرفی وزیران جزو اختیارات قوه مجریه و شخص رئیس جمهور است و البته رای دادن هم جزو اختیارات نمایندگان مجلس است و نمی توان این عدم رایزنی را به عنوان ایراد مطرح کرد، هرچند که این عدم مشورت بی سابقه است و همیشه جزو عرف بوده است. »
نمی دانم این هوشیاری نمایندگان ملت است یا عادت کردن آنان در ابتدا به متهم نمودن ؟ ! ......
دوست ناشناسی نیز از جنگ رسانه ای و اخباری غیر واقعی که در باره کشته شدگان داده می شود سخن گفته اند . در باره ترانه موسوی ، برای من جای سوال این است که بارها اعلام شده ایشان در خارج از کشور به سر می برند و حتی در باره ندا آقا سلطان هم این را گفته اند ، پس چرا مسئولین دیر یادشان می افتد که کنکاش کنند ؟ وزیر اطلاعات ندارند انقدر کارشان کند پیش می رود ؟ وبلاگها را که خوب درش را تخته می کنند ! ، مسئول این قسمت را در وزارت به همراه وزیر برداشته اند ؟!....پس می بینیم که آقای احمدی نژاد حق دارند که بگویند وزیر اطلاعات کارش را خوب انجام نداده ، اگر خوب انجام داده بود که سریعتر به این امور رسیدگی می شد !
در باره علی رضا ، آن روز در بهشت زهرا بودم ، این خبر را نمی پذیرم چون هیچ شایعه ای در آنجا در این باره نبود ، ضمن اینکه عکسی دارم که در زمان انتخابات ، یکی از کشته شده ها را جوان 12 ساله ای اعلام کرده که نام و نشان او را نمی دانند !!!! ..... پس شنونده باید عاقل باشد .
  • خانم معلم

هر دم از این باغ بری میرسد

خانم معلم | سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۱۶ ق.ظ | ۵ نظر
اخبار30/20 امشب ، یک خبر بسیار ویژه داشت . « ترانه موسوی» زنده و در کانادا بسر می برد . طبق صحبت هایی که با مادر و خواهر ترانه ! انجام شد ، هر دو از این اخباری که در کشور و در سایت ها مبنی بر مرگ ترانه موسوی گزارش شده اظهار بی اطلاعی کردند !!! .....
وقتی خبرنگار از مادر و خواهر جوان ترانه پرسید شما کی از این موضوع خبر دار شدید ، گفتند ما تا الان خبر نداشتیم تا اینکه شما به ما اطلاع دادید !!! ......
احتمالا ترانه در ایران هیچ دوست و فامیلی نداشته که با اینترنت سر و کار داشته باشد !!! .... بالاخره این مطالب به گوش یکنفر باید می رسید تا از اوضاع و احوال ایشان از خانواده اش جویا می شده ، به هر شکل خوشحالیم که صدا و سیما بالاخره دست به کار شدند و از طریق ثبت احوال و نیروی انتظامی دریافتند که 3 ترانه موسوی داریم که یکی از آنها با این ترانه شباهت بیشتری داشته و آدرس ایشان را پیدا نموده و به در خانه شان رفته و از صحت و سقم خبر مردم را با اطلاع ساختند . مردم هم از اینکه یک نفر از جوانان این وطن هنوز زنده است خوشحال می باشند .
کاش میشد کسی به مادران محسن روح الامینی ومحمد کامرانی خبر میداد که فرزندانتان در کانادا به سر می برند و زنده اند !! .........
خدا از سر این ملت بلایای طبیعی و غیر طبیعی را رفع نماید .
خدا کمک کند تا هر چه زودتر حقیقت خود بنمایاند ، گاه پیدا کردن مسیر بسیار دشوار است مخصوصا اینکه راهبر بخواهد پیروان از هوش خویش بهره جسته وخود راه را خوب نشان ندهد .
  • خانم معلم

چرا در این کشور جان انسانها هیچ ارزشی ندارد ؟ !!!!

خانم معلم | دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۸۸، ۰۴:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر
در خبر 30/20 دیشب خبرنگار با یکی از کسانی که در تونل مشغول کار بود صحبت کرد و ایشان گفتند وقتی تونل در حال ریزش بوده متوجه واز آن خارج شده اما راننده لودر را ندیده است . یکی از کسانی که در آن محل حضور داشت نیز گفت که یک موتوری داخل این نشست افتاده است .
بدنبال آن در خبر ساعت 9 ، مسئول آتش نشانی اعلام کرد که خودم داخل تونل رفته و کسی را آنجا ندیدم . متعاقبا در ادامه خبر اعلام شد که این حادثه خوشبختانه هیچ حادثه جانی در بر نداشته است .
اما خبر امروز:
بازپرس ویژه قتل شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران گفت : جسد فردکشته شده در نشست زمین در بزرگراه نواب هنوز پیدا نشده است و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.
به گزارش واحد مرکزی خبر،محمد شهریاری افزود : این فرد که 28 سال داشت ،راننده لودر بوده است.
روز گذشته نشست زمین در بزرگراه نواب حد فاصل خیابان آزادی به سمت جمهوری، به سازه موقت تونل در حال ساخت توحید فشار وارد کرد و موجب ریزش سقف تونل به طول10 متر شد.سید مسعود نصر آزادانی مدیر عامل سازمان مهندسی و عمران شهرداری تهران علت وقوع این حادثه را مربوط به قنات های متروکه ای دانست که در طول مسیر وجود دارد.این حادثه همچنین 4 مجروح برجای گذاشت.

آیا براستی جان انسانها در این سرزمین ارزشی ندارد ؟ کسانی که مسئول حفاری تونل بوده اند نباید زمین های اطراف آن را از نظر استحکام بررسی نموده و سپس اقدام به حفاری نمایند ؟
تا کی باید شاهد کشته شدن هموطنانمان در این کشور بر اثر سهل انگاری ها باشیم ؟ آن از حادثه هواپیمایی ، که هنوز هیچ خبری از اطلاعات جعبه سیاه بدست نیامده و 160 نفر بی علت جان باخته اند و این هم از حادثه هوایی مشهد که علت سرعت بیش از اندازه خلبان اعلام شد و خلبان کشته شده که قصاص ندارد !!! ......
نمی دانم کشوری که از نظر درجه خلبانی در دنیا حائز مقام بالایی است چرا باید از کشور های دیگر خلبان بگیرد ؟ مسئول این اتفاقها کیست ؟ ..... چه کسی باید جوابگو باشد ؟ ..... از بس همه چیز را عادی توجیه کرده اند دیگر کسی بدنبال مسئول نمی گردد .....
آیا اگر یکی از ما عزیزانش را در این حوادث از دست داده بود این چنین ساکت می نشستیم ؟
  • خانم معلم

در بازداشتگاههای ما چه می گذرد ؟(2)

خانم معلم | دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۸۸، ۰۳:۱۹ ب.ظ | ۰ نظر
اخیرا چیزهایی در باره وضع بعضی از بازداشتگاهها شنیده ام که اگر صحت داشته باشد ، روی هر چه ساواکی است را سفید نموده اند . با توجه به دستور رهبری ( نکته مهم در این است که رهبر باید چیزهای موثقی شنیده باشند که دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را داده اند ) ، می بینیم که هیئت بررسی ، از خود فعالیت بارزی نشان نداده اند . آقای جلالی هم که به علت فشار شغلی !!! از بودن در هیئت استعفا داده اند !!! ..... جناب آقای کاتوزیان و علی مطهری هم که پیاپی اعلام می کنند نتیجه بررسی ها زودتر اعلام شود . پس باید خبری باشد ولی مسئولین دم نمی زنند . اگر بواقع خبری در زندانهای جمهوری اسلامی صورت گرفته که طبق موازین عرفی و شرعی نبوده باید عاملان این جنایت ها دستگیر و در معرض دید مردم به اشد مجازات محکوم گردند . این طور نباشد که ، جوانان بیچاره زیر دست این جانیان لت و پار شده و با فشار های روحی و روانی دست به گریبان باشند و آقایان با یک تنبیه درون سازمانی !!! از سوی روسایشان دوباره به سر کار گمارده شوند . آیا این است حکومت عدل اسلامی ؟ !!! ....... با اینکه چند روز از تشکیل این هیئت گذشته خبر در حد همان تنبیه درون سازمانی !! باقی مانده و هنوز کسی از طریق صدا و سیما به مردم معرفی نشده است . همچنان که معترضین را با اسم و مشخصات کامل در صدا و سیما معرفی می کنید این جانیان را نیز باید با نام و مشخصات معرفی نمایید تا مردم بدانند که در این حکومت با هر کس که راه خطا طی کند یکسان برخورد خواهد شد . ما همچنان منتظر خواهیم بود تا ببینیم عدالت در این کشور چگونه اجرا می شود .
  • خانم معلم

در بازداشتگاه های ما چه می گذرد ؟

خانم معلم | دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۸۸، ۰۱:۲۰ ق.ظ | ۴ نظر
علی ابن ابیطالب : عاقل ترین مردم کسی است که عواقب کار را بیشتر بنگرد .
به دنبال دستور مقام معظم رهبری مبنی بر تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و بررسی حوادث بازداشتگاه توسط هیأت ویژه شورای عالی امنیت ملی، به دستور فرمانده نیروی انتظامی تیم ویژه‌ای توسط بازرسی کل ناجا، همزمان مسئول پیگیری موضوع شد.
در قسمتی از بیانه ی صادره از نیروی انتظامی چنین آمده است :
برابر بررسی‌های انجام شده و مصاحبه با بازداشت‌شدگان و مطلعان، سهل‌انگاری و تخلف تعدادی از مسئولان، مأموران و کارکنان بازداشتگاه کهریزک و رده‌های نظارتی محرز می‌باشد؛ بنابراین ضمن تشکیل و تکمیل پرونده برای فرستاده شدن به مراجع قضایی برای افراد فوق اقدامات تنبیهی درون‌سازمانی به شرح ذیل اعمال شد: عزل و تنبیه مسئولان بازداشتگاه به دلیل پذیرش بازداشت‌شدگان بیش از ظرفیت بازداشتگاه، عدم انعکاس محدودیت‌ها و مشکلات به سلسله مراتب، بی‌توجهی و نبود نظارت و کنترل بر زیرمجموعه و عدم توجه به تدابیر ابلاغ شده در خصوص نحوه نگهداری و مراقبت از بازداشت‌شدگان.
- عزل و تنبیه دو نفر از مسئولانی که در انجام وظایف نظارتی و کنترلی کوتاهی و سهل‌انگاری داشته‌اند. - برخورد و تنبیه دو نفر از افسران نگهبان وقت به دلیل اقدام خودسرانه در تنبیه بدنی بازداشت‌شدگان. ـ تنبیه انضباطی تعداد دیگری از مسئولان و مأمورانی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد شرایط به وجود آمده نقش داشته‌اند."
جالب است که فرمانده نیروی انتظامی در این خصوص می فرمایند :
: در این پرونده سه ماموری که به صورت خودسرانه نسبت به تنبیه بدنی شدید تعدادی از بازداشت شدگان اقدام کرده بودند، بازداشت شده و افرادی که توسط این ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند، می‌توانند شکایت کنند.وی درباره مرگ تعدادی از بازداشت‌شدگان در کهریزک با بیان این که هیچ‌یک از فوت‌شدگان بر اثر ضرب و شتم فوت نکرده‌اند، گفت: این که منشا بیماری و ویروس منتشر شده، از خود محل بوده و یا آن که از خارج از آنجا منتقل شده، هم اکنون توسط پزشکی قانونی در حال بررسی است. قتل نفس صورت گرفته و ایشان آن دو نفر را تنبیه کرده اند !!! .....
اما در دیگر بازداشتگاهها چه می گذرد ؟
شادی صدر را نمی شناختم ..... پس از دیدن نظر ناشناس مدرسمان در خصوص پیام آزادی " شادی صدر " وارد گوگل شده و پس ازجستجو ، متوجه شدم ،شادی صدر (۱۳۵۳ - ) وکیل و روزنامه‌نگار فمینیست ایرانی و فعال حقوق زنان بوده و این بار دومی است که دستگیر شده اند . در این رابطه با وبلاگ محمد مصطفایی ، وکیل هدیه مویدی آشنا شدم و متوجه شدم که در دادگستری های ما چه می گذرد !!!! ..... دختری 14 ساله را به جرم ...... دستگیر و راهی زندان اوین ! و سپس زندان رجایی شهر کرج نموده اند که خودم به علت وجود برادر یکی از همکارانم در انجا از موقعیت این زندان آگاه می باشم ..... ایشان لایحه ای جهت دفاع از هدیه تنظیم کردند که هرگز مطرح نشد چرا که هدیه بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر در زندان ( که البته مشکوک به خودکشی است و بیشتر هم بندی هایش می گویند به قصد قتل به او قرص خورانده اند ) در بیمارستان لقمان الدوله دارفانی را وداع گفته است ....
متن نامه آقای مصطفایی :
هدیه مویدی متولد 12/5/1369 است زمانیکه هدیه دو سال بیشتر نداشت مادر و پدرش به دلیل اختلافات خانوادگی از یکدیگر جدا شدند وی به دلیل بروز اختلاف با نامادریش، مدتی خانه را رها کرد و نزد یکی از دوستانش بود چرا که نمی توانست محلی جهت ادامه زندگی در اجتماع یابد و پشتیبانی نیز نداشت.
در تاریخ 12/5/1383 هدیه با دوستش به منزل، یکی دیگر از دوستانشان رفت که با شکایت شخصی به نام علی، مامورین کلانتری آنها را دستگیر و از مالک منزل مقداری اسکناس مجعول، مشروب و ماهوره کشف می کنند با تشکیل پرونده، همگی با دستور ریئس کلانتری راهی دادسرای وی‍ژه ارشاد می شود هدیه منکر تمام اتهامات منتسبه می شود ولی با این وجود علیه ایشان قرار مجرمیت و کیفر خواست تنظیم و به جای آنکه بازپرس شعبه پرونده را برای رسیدگی به دادسرای اطفال ارجاع و اگر اتهامی منتسب به وی بود به کانون اصلاح و تربیت اعزام کند پرونده را برای رسیدگی و صدور حکم به شعبه 1089 دادگاه عمومی تهران مستقر در داسرای ویژه ارشاد فرستاده و هدیه را نیز به زندان اوین معرفی می نماید.
فرستادن هدیه به زندان اوین بر مشکلات وی افزود به جای انکه دستگاه قضایی طبق فلسفه مجازات بر فرض انتساب اتهام یا جرمی به متهم، محلی را جهت تنبیه و تربیت این فرد بی گناه در نظر گیرد زندان اوین را که محل نگهداری بزرگسالان است انتخاب می کند. هدیه سختیهای فراوانی را در این زندان تحمل نمود او مجبور بود با افراد شرور و سابقه دار در یک بند زندگی را سپری کند. فشارهای روحی و روانی به وی به گونه ای بود که طاقت ماندن در زندان را نداشت و روزانه از قرص های خواب آور و مسکن استفاده نمی نمود تا لحظات پر درد و رنجش احساس نشود. پس از مدت کوتاهی هدیه را به زندان رجایی شهر کرج منتقل نمودند زندانی که محل نگهدار افراد سابقه دار، محکومین به اعدام و حبسهای طویل المدت است.
او چهارده سال بیشتر نداشت که عدالت او را به این محل مخوف و وحشتناک هدایت کرد. درزندان رجایی شهر با افرادی به مراتب شرور تر از زندان اوین هم بند بود. در زندان چون مواد مخدر به وفور یافت می شد برای تسکین آلام و دردهای خود از مواد مخدر استعمال می نمود در حالی که زندان محل تربیت و تعلیم باید باشد ولی برای وی قبرستانی بود با توهمات تخیلی وحشتاک که نمی توانست تحمل کند. جالب اینکه انسانهای بزرگسال و قوی طاقت ماندن در زندان – آنهم زندانی مثل رجایی شهر را ندارند – چه رسد به این دختر بچه بی پناه که هیچ کس حتی جامعه و قوه قضاییه پشتیبانش نبود. او در چنین شرایط حق داشت عصبی باشد حق داشت روانی باشد و حق داشت حتی از مواد مخدر برای تسکین دردهایش استفاده کند.
زندان به جای آنکه وی را انسانی سالم ساخته و به جامعه بازگرداند وی را مجرمی دیگر ساخته بود او حقش بود در کانون اصلاح و تربیت با کودکان دیگر هم اطاق شده و به کارآموزی و تحصیل بپردازند ولی دستگاه قضایی این حق را از وی گرفته بود. می گوییم پدرو ومادر وی انسانهایی مسئول نبودند جامعه چرا وی را به بیراهه زندگی کشاند. می گوییم پدر و مادر هدیه، وی را مورد آزار و اذیت قرار می دادند پس دستگاه قضایی چرا وی را شکنجه کرد (درحالی که می بایست به کانون اصلاح و تربیت رود به زندان بزرگسالان اعزام شد)
سختیها و شداید هدیه به اینجا ختم نمی شود او در شب مورخ 11/3/1384 به همراه چهار نفر از هم سلولیهایش جهت تنبیه به انفرادی انداخته می شود دو نفر از این چهار نفر رئیس بند بوده و از خلق و خوی خشنی برخوردار بوده و سوابق متعدد کیفری داشته اند. هانیه یکی از پنج زندانی وارد شده به انفرادی، فردی خطرناک و زورگو بوده که بیشتر زندانیان از وی می ترسیدند و اگر خواسته های وی مهیا نمی شد هر گونه آزور و اذیتی از طرف هانیه می شدند به هر حال در آن شب وحشتناک هانیه با دختری به نام فرشته درگیر شده و به شدت او را مورد ضرب و جرح قرار داده و وی را به قتل می رساند. پس از این ماجرا هدیه نیز به اتهام مشارکت در قتل عمد زندان نشین می شود.
پرونده هدیه پس از سه سال ماندن در دادسرا، با صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست به شعبه 80 دادگاه کیفری استان مستقر در دادگستری کرج ارسال و در روز ۱۳/۴/۱۳۸۸ محاکمه و اتهام انتسابی را در حضور پنج قاضی منکر شد.
چند روز گذشته، به همراه خانم پریسا دشته ای پور دیگر وکیل مدافع هدیه با قضات دادگاه به صورت حضوری مذاکره کردیم. به نظر می رسید آنان نظرشان بر بی گناهی هدیه بود. به هر حال او قبل از آزادی جان باخت.
و شادی صدر یکی از وکیلانی است که در جهت اعاده حقوق این زنان کوشش می نماید . نامه شادی صدر را پس از ازادی اش می توانید درقسمت نظرات « نقد کنیم نه تخریب » بخوانید . نمیدانم فمینست بودن جرم است ؟ .... روزنامه نگاری جرم است ، یا وکالت ؟ ..... ممکن است ایشان نظراتشان با خیلی ها منافات داشته باشد و می دانیم تا فردی قصد براندازی نظام را نداشته باشد این آزادی را دارد که سخن بگوید .....
جالب است که در یکی از کامنتهایی که در باره اعترافات ابطحی و عطریانفر می خواندم نوشته بود :
این بازجوها که اینقدر مطلعند و این همه توان دارند که در عرض چندین روز نظر آقایانی همچون ابطحی را تغییر دهند چرا در یک مناظره شرکت نمی کنند تا بتوانند نظر خیلی ها را تغییر دهند ؟ !! .... و من هم دقیقا چنین نظری دارم ..... برای امثال منی که مبهوت و گیج مانده اند که « حق »کدام است ، باید راهی باشد تا اقناع شویم ، یا بنا به روایت امام سجاد (ع) :
زمان پرده ها را بالا خواهد زد و حقایق معلوم خواهد شد.
  • خانم معلم

نقد کنیم نه تخریب

خانم معلم | شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۸۸، ۰۷:۱۸ ب.ظ | ۱ نظر
رضا اکرمی، عضو جامعه روحانیت مبارز ، جلوگیری از هرحرکتی که به آرامش و امنیت عمومی لطمه وارد می‌کند، را مورد تاکید قرار داد و خاطرنشان کرد: در مورد اعترافات بازداشت‌شدگان در دادگاه باید به نوعی افکار عمومی در این زمینه اقناع شوند و اگر غیر از این شود، نمی‌توان آرامش و اطمینان را در افراد به وجود آورد. ( اعتماد ملی 17/5/88)

ایت الله جوادی آملی ، امام جمعه قم گفت:
«ما باید باور کنیم که اختلاف به ضرر همه است و ملت‌ها با اختلاف به جایی نخواهند رسید.» به گزارش خبرگزاری ایسنا، آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی افزود: «کشور ما کشور مستقلی است و ما باید بدانیم که بیگانگان هیچ‌گاه عملی را به نفع ما انجام نخواهند داد و اگر مشکلی در بین ماست باید آن را درون خود حل کنیم.» وی با بیان اینکه هیچ ملتی با اختلاف به جایی نمی‌رسد، اضافه کرد: «هنگامی که بین دو نفر اختلاف به وجود آید هر دو را ضعیف خواهد کرد.» ما مشترکات فراوانی در خود داریم و عوامل ایجاد وحدت در بین ما بسیار است که باید به آنها توجه کنیم.» امام جمعه قم خاطرنشان کرد: «خداوند گفته است که اگر اختلافات را حل نکنید شما را خواهم برد و کسان دیگری را جایگزین خواهم کرد و ما نباید بگذاریم که زمان برای حل این اختلافات از دست برود.»

نامه علی مطهری از اعضای اصولگرای مجلس به آقای جنتی :
« سخنان جنابعالی در خطبه دوم نماز جمعه تهران، گذشته از نکات مثبت و قابل تقدیر آن، شامل دو نکته بود که نه تنها منطبق با واقعیت نیست بلکه موجب تشدید تنش سیاسی موجود است. نکته اول اینکه محرکان حوادث اخیر را تنها مسبب مرگ مقتولان این حوادث معرفی کردید و کمترین اشاره‌ای به نوع برخورد با معترضین و خصوصا قتل چهار نفری که در بازداشتگاه‌ها جان خود را از دست دادند و لزوم معرفی و مجازات مسببان آن نکردید. البته این امر معمایی را برای این بنده حل کرد و آن اینکه افرادی که دست به این جنایتها می‌زنند از نظر ایدئولوژیک و اعتقادی مستظهر به توجیهات امثال حضرتعالی هستند. بلاتشبیه استدلال جنابعالی شبیه استدلال معاویه در جنگ صفین است که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او، گفت قاتل عمار علی است که او را به این جنگ آورد! بی تردید افرادی مانند آقای موسوی در تحریک مردم به تجمعات خیابانی نقش داشته‌اند ولی آیا این امر می‌تواند توجیه کننده هرگونه رفتاری با این مردم خصوصا در بازداشتگاه‌ها باشد؟ اینکه به بهانه حفظ نظام ظلم‌ها را خلاف همه نصوص اسلامی توجیه می‌کنید و در استدلال‌های خود مغالطه به کار می‌برید و از بیان حق خودداری می‌نمایید باعث می‌شود که بخش‌های خوب حرف‌های شما هم زمینه پذیرش نداشته باشد. دفاع از نظام و رهبری به این نیست که این حقایق را کتمان کنیم بلکه به این است که قبل از آنکه غرب‌گرایان این موارد را به عنوان نقض حقوق بشر اعلام کنند و پرچم اصلاح به دست گیرند خودمان آنها را مطرح و اصلاح کنیم.


نکته دوم اینکه حوادث اخیر را معلول انتقام‌گیری جناب آقای‌هاشمی رفسنجانی به خاطر شکست در انتخابات قبلی ریاست جمهوری دانستید. قطع نظر از اینکه این سخن خارج از حوزه انصاف است، فرضا که چنین باشد، آیا آقای احمدی نژاد با نوع مناظرات خود زمینه این حوادث را فراهم نکرد و هیچ تقصیری نداشت؟ آیا بخشی از منشأ اعتراضات رفتار انتخاباتی ایشان نبود؟ آیا مبادی رای آقای احمدی نژاد با توجه به آن مناظرات و فرصت ندادن به آقای‌هاشمی برای دفاع از خود در صدا و سیما و توزیع گسترده کمک‌های نقدی در روستاها و... در انتخابات، صحیح بود؟ باید اشکالات دو طرف را به دور از حب و بغض‌ها مطرح کنیم. علت اینکه این فتنه هنوز پایان نیافته است این است که هیچ طرفی اشکالات خود را نمی‌پذیرد.»

در قرآن کریم سوره مائده آیه 33 آمده است: «انما جزاوالذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم.» «کیفر کسانی که با خدا و رسول او می‌جنگند و در زمین به فساد و تبهکاری می‌پردازند (با اسلحه سرد یا گرم به منظور ترساندن و سلب امنیت و تجاوز به حقوق مردم ظاهر می‌شوند) این است که کشته شوند یا به دار آویخته گردند یا دست‌ها و پاهایشان(چهار انگشت یک دست با چهار انگشت یک پا) خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. این برای آنها خفت و خواری در دنیاست و آنان را در آخرت عذابی بزرگ است.»
آیا فتنه ای از سر این مردم دور شده ، یا این حکومت سعی در حفظ قدرت خویش دارد ؟ !!
دلم می خواهد صدا و سیما اجازه مناظره به آقای محتشمی پور و دیگر اعضای اصلاح طلب ( که البته ممکن است در بازداشت ولی آماده مناظره باشند ) ، را بدهد تا بیایند و با فعالان بیت رهبری و ریاست جمهوری در زمینه هایی که برای مردم ایجاد شک و شبهه کرده است صحبت نمایند تا مردم به آرامش برسند .
این کشور به خون شهدا و با دعای انان است که پابرجاست ، خود را مدیون خون شهدا نکنیم تا در پیشگاه خداوند سرافکنده نباشیم . بر عهده آگاهان است که دم فرو نبندند در هر سمت و هر جناحی هستند تا حقیقت روشن گردد .
آیا اینهایی که در زندان کشته شدند ، با اسلحه گرم و به قصد تجاوز به حقوق مردم به خیابانها آمده بودند ، که مستوجب چنین عذابی گشتند ؟
در دعای افتتاح آمده است: «وایقنت انک انت ارحم الراحمین فی موضع العفو و الرحمه و اشد المعاقبین فی موضع اتکال و النقمه» «ای خدای مهربان یقین دارم در جای رحم، رحم کننده‌ترینی و در جای مجازات شدیدترین مجازات‌ها را داری» و سیره پیامبر اکرم(ص) و مولا امام علی(ع) گویای این است که اینچنین عمل می‌کردند، نظام اسلامی هم که این افتخار را دارد به صراحت اعلام می‌کند که می‌خواهیم در سمت و سوی آن منش و روش حرکت کنیم باید چنین عمل کند.
اما آیا جواب حق خواهی ( حتی اگر بنا حق باشد !!) ، کشتن و بازداشت کردن و بستن تمامی صفحات وب و فیس بوک است ؟ !!! ......... من هنوز مانده ام که اتهام وارده بر اصلاح طلبان به عنوان انقلاب مخملی به چه علت و بر چه اساسی بوده و چرا این نکات روشن نمی شود ؟ و اگر سران ایشان جناب خاتمی و موسوی و کروبی و هاشمی هستند پس چرا دستگیر نمی شوند ؟!!! و اینکه اعترافات ابطحی و عطریانفر می تواند حاکی از شکل گیری انقلاب رنگین توسط این افراد باشد ؟!
ابطحی در اعترافاتش می گوید :« به همه دوستان می‌گویم و همه دوستانی که صدای ما را می‌شنوند بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود.»
و تاجبخش نسبت به عطریانفر وارتباطی که ایشان با شرکتهای امریکایی که در جهت اهداف کشورشان حرکت میکنند چنین می گوید :
« سِمَتی، هادیان، تاج زاده و عطریانفر به طور مستقیم یا غیرمستقیم حلقه نهادها و شبکه هایی بودند که با مؤسسات و نهادهایی در آمریکا ارتباط داشتند. در این باره آقای عطریانفر در سال 75 از طرف بنیاد سوروس به آمریکا دعوت می شود و در صدر یک هیأت رسانه ای در نیویورک با رئیس این بنیاد نشستی ویژه برگزار می کند و پس از آن ، ارتباط این جریان با بنیاد سوروس به صورت قوی برقرار می شود . این بنیاد همچنین با اعطای بورس تحصیلی به افراد مورد نظر خود تلاش کرده است پیوندهای خود را با این افراد و جریان اصلاح طلب تقویت کند که اعطای بورس تحصیلی به هادی سِمَتی و فاطمه حقیقت جو از آن جمله است. »

  • خانم معلم

باز باران

خانم معلم | شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر
برای آنهایی که عدالت اسلامی شامل حالشان نشده است .......
باز باران

باز باران بی ترانه ....


باز باران با تمام بی کسی های شبانه


می خورد بر مرد تنها


می چکد بر فرش خانه


باز می آید صدای چک چک غم


باز ماتم ...من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم ،


نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست ....


نمی فهمم چرا مردم نمی فهمندکه آن کودک که زیر ضربه شلاق باران



سخت می لرزدکجای ذلتش زیباست ...


نمی فهمم ....کجای اشک یک بابا


که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران


به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده



کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ....


نمی دانم ...نمی دانم چرا مردم نمی دانند


که باران عشق تنها نیست


صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست


کجای مرگ ما زیباست ...نمی فهمم ....


یاد آرم روز باران را


یاد آرم مادرم در کنج باران مرد


کودکی ده ساله بودم


می دویدم زیر باران ، از برای نان ...


مادرم افتاد...مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد


فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود...


نمی دانم...کجــــای این لجـــــن زیباست....


بشنو از من کودک من


پیش چشم مرد فردا که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست...


و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست...


و باران من و تو درد و غم دارد خدا هم خوب می داند که این عدل زمینی ،


عدل کم دارد
ازاکبرنعمتی
  • خانم معلم

این زمزمه های .....

خانم معلم | شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۵۷ ق.ظ | ۰ نظر
آنهایی که شما سیاهی لشکرش هستید امان ما را بریده اند. حتی نگذاشتند حرف خود را در جایی که ملک هیچ کس نیست بزنیم. حتی یک صفحه وبلاگ را هم تحمل نمی کنند. تهدید ارعاب و دیگر هیچ. شما به کدامین قبله اید؟ چرا این زمزمه های شما مجال طرح دارند ولی دیگران یا باید خفه شوند یا درو از این دیار زبان بگشایند.

عجب حکایتی است!

این ... که شما افتخار حضور در زیر سایه... را دارید آنقدر سعه صدر دارد که گزمه هایش تا خلوت تریت خلوت ما را مونیتور می کنند. عجب افتخاراتی دارید معلم ارجمند. ارزانی تان باد!

بر عهد خود باقی باش که ما آتشمان تند است و کسی ما را تحمل نمی کند امروز حمله کنند یا فردا ... کسی نمی داند.

ای کسی که پناه بی پناهان هستی به تو شکایت می کنیم.

امیدوارم از این پیروزی بزرگ و حذف وبلاگ خوشحال شوی . این خودش ادخال سرور است! نیست؟

مدرس دانشگاه

سلام مدرس درد مند عزیز




  • خانم معلم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

خانم معلم | پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۸۸، ۱۱:۳۸ ب.ظ | ۱ نظر



آقا میشه روزی رو ببینم که توی تقویمم یه جمعه نوشته شده باشه « روز ظهور امام زمام » ؟!! .....

با واژه انتظار از زمانهایی که بچه بودیم آشناییم ..... حالا که داریم پیر میشیم هنوز منتظر ظهور آقا امام زمانیم ........اما یه منتظر کیه ؟

دیروز خواهرم می گفت پسر12 ساله اش ازش پول خواسته برای جشن امام زمان تا برن با بچه ها کوچه رو تزیین کنن .... فهمیدم که با چند از دوستای خیابون سر کوچه همچین قراری رو گذاشتن و اونا هر کدوم نفری مقداری پول گذاشتن که هم برای تزیین استفاده کنن و هم روز جمعه شربت پخش کنن ...... این چیه که توی دل بچه هاست و باعث میشه بیان و با عشق کار کنن ..........
قسم به صفای دل پاک این بچه ها ، آقا زودتر بیا ........
اما دکتر شریعتی در کتاب « انتظار مذهب اعتراض» از خصوصیات منتظرمی گه : (منتظر ، هم از نظر فکری و هم از نظر عملی و مادی ، یک انسان آماده است.یک هنگ سزرباز خانه را نگاه کنید .اگر انها منتظر باشند که هر لحظه فرمانده برسد و شیپور جنگ نواخته شودهیچگاه در خوابگاه ، به پاسور بازی و هروئین کشی و چرت زدن و قصه و افسانه گفتن نمی پردازند .آماده باش است و هر لحظه آماده شرکت در یک جهاد گوش به یک فرمانده .
حالا با این اوصاف کافیه یه نگاهی به اوضاع و احوال خودمون بکنیم ، ببیینیم اگه امام ظهور کنه واقعا ما از منتظران حضرتیم ، آیا آماده ایم در رکاب او باشیم ، آیا چون کوفیان بهانه نخواهیم داشت که کار داریم و بعدا ملحق میشویم ، آیا تمام مقدمات را حاضر و مهیا کرده ایم ، آیا از نظر عقلی و قلبی ولایت او را پذیرفته ایم و یا تنها به زبان و لسانی او را تا ئید می کنیم ؟ !!!! .......
بنابر این منتظر آدم " واافتاده " ی ، " واخورده" ی " وااراده " ای نیست ، چنانکه اکنون هست . آدم آماده است . پس می بینیند که منتظر ، انسان اماده ای است که هر لحظه احتمال می دهد شیپور انقلاب نهایی نواخته شود و او خود را « مسئول » شرکت در این جهاد که بر اساس قوانین جبر الهی قطعا آغاز خواهد شد می داند و خود به خود ، هم آماده است ،هم متعهد ، و هم مجهز و هر شیعه به امید شنیدن آواز امام سر بر بستر می نهد .)
آیا دلهامان از کینه پاک است ، آیا قلبهامان را زنگارنگرفته است ؟ آیا چشممان را بر حقایق باز کرده ایم ، آیا فقط آنچه را دوست داریم می بینیم یا همه چیز را خوب بررسی کرده و بعد نتیجه گیری میکنیم ، آیا آن زمان برایمان سوالاتی مطرح نمی شود که دردلمان شبه ایجاد کند ؟ !!! و آیا ...........
امروزبه عمه ام که در خانه بستری است سری زدم ، نفس کشیدن برایش سخت شده بود ، تازه از سی سی یو به خانه آورده بودنش ، و انگار باز باید به بیمارستان برگردد ، برایم خاطرات تلخی تداعی شد ، به همین شب عزیزخدا را به عزیز فاطمه اش قسم می دهم که تمامی مریضان و به خصوص مریضان اسلام را شفا عنایت بفرمایند ........ و از دعای شما مومنین به عمه ام نیم نگاهی بفرمایند .
آمین یا رب العالمین .
مهدی بیا که تو کلید دربهای گشایشی

  • خانم معلم

سالی که نکوست از بهارش پیداست

خانم معلم | چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۸۸، ۰۶:۰۷ ب.ظ | ۲ نظر
سایت فراکسیون اقلیت مجلس خبر داد تنها 13عضو این فراکسیون در مراسم تحلیف حضور یافتند.به گزارش پارلمان نیوز از 70 نماینده عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در مراسم تحلیف، تنها 13 نفر شرکت کردند.عده‌ای از افراد حاضر از فراکسیون در این مراسم نیز با آغاز سخنان احمدی‌نژاد صحن علنی مجلس را ترک کردند.

نمی دانم با این شروع نا مناسب ، چه آینده ای پیش روست ..... کشته شدن جوانانی که خانواده هایشان برای تحویل جنازه شان ، پول داده اند ( درست مثل زمان شاه !) و بی اعتمادی مردم به رئیس جمهوری که فکر می کردند بر صراط رهبری است و اینک مشاهده می شود که هنوز مشایی در راس پست ایشان قرار دارد ..... مخالفت اصلاحطلبان و بعضی اصولگرایان حامی احمدی نژاد با ایشان بر سر اطاعت از رهبری که در باورشان نمی آید که آنچه آنها را ملزم به دادن رای به او نمود مطیع رهبر بودن و ولایی بودنش بود که اینک خلاف آن حرکت می کند .
به هر شکل مراسم تنفیذ و تحلیف انجام شد و شرعا و عرفا ایشان رئیس جمهور این کشور شدند علی رغم تمامی مخالفت هایی که بود و هست ..... اینک باید نظاره گر باشیم که ایشان چگونه به نمام آنچه در دوران انتخابات داعیه انجام ان را داشتند عمل می کنند ، اینک باید مراقب بود ، 4 سال پیش روست ، فقز بیداد می کند ، تورم باقی است ، بر خلاف صحبت ایشان در باره صعود بورس ، شاهد پایین امدن اکثریت سهام در بازار بورس می باشیم ..... دیروز دوستم در بازار بورس بود به غیر از شیر پگاه تمامی سهام ، به شدت پایین آمده بود ......
درآمدهای نفتی نسبت به مقدار پیش‌بینی شده در بودجه سال 1388 بالاتر رفته است، ولی متأسفانه با کسری بودجه بسیاری نیز روبه‌رو هستیم. از طرفی، دولت به دنبال راه‌های تأمین کسری بودجه است و زمزمه ارایه متمم بودجه به گوش می‌رسد. متمم بودجه و کاهش اعتبارات عمرانی، شرایط رکود را تشدید خواهد کرد.(به نقل از تابناک ) با این همه ، در انتظاریم که نخبگان دست در دست دولت بدهند و در جهت رفاه مردم کوشش نمایند . هر چه بود باید کنار گذاشته شود ، عده ای کشته شدند ، عده ای خسارت مالی و جانی دیدند . انگ و تهمت به بعضی زده شد ولی همه ی اینها بهایی است که خود خواسته و باید پرداخت نماییم .ادامه ی آن جز به ضرر مردم چیز دیگری در بر نخواهد داشت . باید این دولت برادری اش را ثابت کند . در غیر این صورت بر عهده رهبری است که به اوضاع سامان دهد . اما اگر رهبر غیر از این انجام دهد عدالت و ولایتش زیر سوال رفته و به قول امام ، با وجود وشرط عدالت تا فقیه خواست دیکتاتوری بورزد خود به خود وبلافاصله ساقط می شود.( صحیفه نور ص 138)

امیدوارم که آقای احمدی نژاد در این 4 سال پیش رو ، آنچنان عمل کنند که جای هیچ شک و شبهه ای برای کسی باقی نماند ولی ،

سالی که نکوست از بهارش پیداست ! 14/5/88
  • خانم معلم