گاه نوشت یک خانم معلم

  گاه نوشت یک خانم معلم


جزیره ی سوکوترا

خانم معلم | يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۸۸، ۰۹:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر
جزیره سوکوترا یکی از 4 جزیره است که از لحاظ
جغرافیایی درانزوایی از قاره خشک آفریقا قراردارد که
قدمت آن به 6تا7 میلیون سال می رسد همانند
جزیره گالاپاگوس . بیش از 700 گونه نادر گیاهی و
جانوری دراین منطقه یافت می شودکه یک سوم مملو از
جانداران همگی بومی هستند .
آب و هوای ناملایمی داردمی توان گفت گرم و خشک و
همچنین شگفت انگیزترین گیاهان را می توانید دراین
منطقه بیابید. موقعیت جغرافیایی این جزیره دراقیانوس هند ودر 250 کیلومتری سومالی و 340 کیلومتری یمن واقع
شده .وسعت ساحل شنی آن متشکل از سنگهای آهکی و جلگه های مرتفع آن پر از غارهایی به طول 7 کیلومتر
است .بلندی کوههای آن به 1525متر می رسد . درختان وگیاهان این جزیره از لحاظ زمین شناختی قدمتی 20
میلیون ساله داشته وبه عنوان جزیره ای بکر ومحصورشده از آب محسوب می گردد.
  • خانم معلم

دره های خشک آنتارتیکا

خانم معلم | يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۸۸، ۰۹:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر
می گویند دره های خشک آنتارتیکا با زمین های خشک و بی آب و علف پوشیده ازشن، شبیه ترین قسمت زمین به کره مریخ است. این سرزمین جایی است در میانVictoria land ، McMudo، Sound . از آن دست زمین هایی که هرگز رنگ برف به خود نمی بینند . اما دلیل شباهت این منطقه به مریخ بیابانی بودن آن نیست که در زمین بیابان بی آب و علف کم نیست، بلکه چیزهایی در این منطقه مشاهده می شود که در زمین دیده نشده است؛ یخ در بیابان . در این منطقه دره هایی هست، پوشیده از یخ و البته در زیر یخ ها، در آب هایی شور،جاندارانی هم زندگی می کنند، چیز هایی که هرگز در هیچ منطقه بیابانی دیگری دیده نشده است . تحقیقات روی این موجودات و دلایل پیدایش این سرزمین همچنان ادامه دارد.
  • خانم معلم

فواید نماز صبح

خانم معلم | يكشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۸۸، ۰۹:۱۶ ب.ظ | ۲ نظر

نماز صبح مانع از سرطان می‌شودبر اساس تعدادی از پژوهش‌های علمی انجام شده در مرکز پژوهش‌های ملی قاهره، خواندن نماز صبح در زمان مقرر خود، موجب فعال شدن کار سلول‌های بدن و جلوگیری از ابتلا به تومورهای سرطانی می‌شود.

به گزارش ایسنا، دکتر سعید شلبی از اساتید این مرکز گفت: پژوهش‌ها موید این مطلب است که خواندن نماز صبح در زمان خود، به جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی و هم‌چنین تنظیم کار هورمون‌های بدن و گردش خون کمک می‌کند.

وی افزود: بر اساس این پژوهش در زمان ادای نماز صبح، تمامی اعضای بدن در اوج فعالیت‌هایشان قرار دارند، به گونه‌ای که ترشح هورمون‌ها به ویژه آدرنالین که ترشح آن در ساعت 5 صبح شروع می‌شود، افزایش می‌یابد و به فعال شدن تمامی اعضای بدن و جلوگیری از تومورهای سرطانی کمک می‌کند.هم‌چنین هوای پاک صبحگاهی دارای مقادیر زیادی اکسیژن است که موجب فعالیت قلب، کاهش انقباضات رگ‌های خونی، تنظیم کار هورمون‌ها و بهبود کار حافظه می‌شود.


با تشکر از خواهر عزیزم برای ارسال این مطلب
  • خانم معلم

سخنی از بزرگان ( شهید بهشتی )

خانم معلم | شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۸۸، ۱۱:۴۶ ب.ظ | ۰ نظر
ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد کنیم ! انقلاب ما " انقلاب آرمان ها "ست نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها ! ما نیامده ایم که واقعیت ها را قبول کنیم ؛ آمده ایم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل کنیم !

ای مسلمان ! هیچ گاه خودت را به دست " حوادث " مسپار که خدا تو را آفریده است تا " به وجود آورنده جریانها" باشی نه تسلیم شونده در برابر جریان ها!
شهید آیت ا...دکتر بهشتی
  • خانم معلم

ظهور مسیح 2 !! در روسیه ...

خانم معلم | جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۸۸، ۰۴:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

یک مامور سابق پلیس راهنمایی و رانندگی روسیه ادعا می کند مسیح زمان است.پایگاه خبری نظام آباد گزارش داد ، سرگئی توروپ که پیش از در زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 فرقه «ویراسیون» را تشکیل داده بود ، ادعا می‌کند مسیح دوران حاضر است .


به گزارش این سایت سرگئی توروپ 48 ساله مدعی است که در یکی از شب های سال 1991، مشغول کار بوده که ناگهان حس عجیبی به او دست می‌دهد و بلافاصله به او الهام می‌شود که مسیح دوم است و برای هدایت مردم برگزیده شده است. پس از آن نام خود را به «ویراسیون» تغییر و فرقه ای «ویراسیون» را تشکیل می‌دهد.توروپ در حال حاضر 5 هزار پیرو دارد که همگی خانه و کاشانه خود را ترک کرده اند و به همراه توروپ، همسر و 6 فرزندش در کوه پایه های سیبری، در روستای «پتروپاولووکا» سکنی گزیده‌اند.

اهالی این روستا مبدا تاریخ خود را سال تولد توروپ قرار داده‌اند؛ با توجه به اینکه توروپ 48 ساله است اهالی این روستا در سال 49 به سر می‌برند!پیروان او گیاه خوار و از کشیدن سیگار و مصرف الکل منع شده‌اند. افراد عضو فرقه‌ی «ویراسیون» میلاد حضرت مسیح را جشن نمی گیرند و سالروز اولین خطابه ی توروپ را عید خود می‌دانند.توروپ در سال های اخیر به کشورهای فرانسه، هلند و ایتالیا نیز سفر کرده تا در آنجا نیز عده ای را به کیش خود درآورد.محبوبیت این مرد در روسیه، نمونه بارزی از تمایل قلبی مردم روسیه به شخصیت پرستی است، میلی که به زمان راسپوتین باز می گردد.

شخصیت پرستی، اطاعت بی چون و چرا از یک فرد است که عمدتا رنگ و بوی مذهبی داشته و برای فرد صاحب قدرت منشأ الهی قایل می شوند. استالین نیز در زمان حکومت خود از اشتیاق مردم به پرستش فرد صاحب قدرت بهره می گرفت و اقدام به تشکیل «کیش شخصیت پرستی» نمود.
  • خانم معلم

خاطره ای از استاد شفیعی کدکنی

خانم معلم | جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۸۸، ۰۴:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر
روزی از روزها دوست نازنینی مرا به جلسه ی بحث و سخنرانی ایشان دردانشکده ی ادبیات برد. استاد شفیعی از حافظ سخن میگفت و مکانیزم شعر او را تبیین میکرد. دانشجویی که ظاهری بسیجی مسلک داشت با لحنی که آمیخته به تمسخر بود از او پرسید: چرا مردم با دیوان حافظ فال میگیرند؟ مگر قرآن است که با آن استخاره کنند؟


آفای شفیعی کدکنی با متانت خاصی در جواب او گفت: بگذار برای لحظه ای حافظ را کنار بگذاریم و از قرآن سخن بگوییم. شما چرا با قرآن استخاره میکنید؟
دانشجو جواب داد: چون مقدس است، چون همه ی جوابها را دارد، چون کتاب هدایت است و .... ولی دیوان حافظ که هیچکدام از اینها نیست؟
استاد با همان آرامش پاسخ داد: همه ی مطالبی که در مورد قرآن گفتید متین است ولی دلیل اینکه مردم از قرآن در قالب استخاره سوال میکنند و غالبا پاسخی در خور احوالات خود هم مییابند این است که از نظر ادبی قرآن " نثر پریشان " دارد. همچنان که آیات متوالی سلسله مفاهیم پیوسته ای را ارائه میکنند، در عین حال این آیات عمدتا به تنهایی نیزحاوی پیام هستند. ضمن اینکه در لابلای یک مبحث طولانی، آیاتی درج شده اند که ممکن است در غالب موضوع مورد بحث نامربوط به نظر آیند ولی به تنهایی حاوی پیام مستقل و مهمی باشند. این خاصیت از یک طرف به نثر قرآن فرمی پریشان میبخشد و از سوی دیگرباعث میشود که مطالب متنوع با موضوعات گوناگون در سر تا سر قرآن گسترده باشند، لذا کسانی که از قرآن استخاره میجویند به دلیل این تنوع مطالب، هر جای قرآن را که باز کنند به احتمال فراوان سخنی فراخور حال خود مییابند.
او سپس توضیح داد که دیوان حافظ هم "نظم پریشان" دارد. هر بیت ازغزلهای حافظ ضمن ایفای نقش خود در شکل دهی کل غزل، به تنهایی نیز حاوی معنایی مستقل است و عمدتا به یک موضوع روزمرهی انسانها میپردازد، لذا مفاهم انسانی در تمام غزلبات حافظ گسترده شده است و هر صفحه ای از آن را که باز کنیم نکته ای مناسب احوالات خود در آن مییابیم.
این نوع نگاه برای من بکر بود و دریچه های جدیدی را روبروی من گشود و مرا به مسیری انداخت که هنوز هم حیران و سرگردان مشغول چرخ زدن در آن هستم.
امضا محفوظ

به امید بازگشت سریع استاد شفیعی به ایران عزیز
  • خانم معلم

پاس داشت ارزشها ....

خانم معلم | جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۸۸، ۰۱:۰۳ ب.ظ | ۴ نظر
دوست ناشناسی در پست « وقتی با ما اینطور می کنن !!» به این مسئله اشاره داشتند که " فکر نمی کنم جوانان ما با ارزشها بیگانه شده اند برعکس به نظر می رسد حتی اینها که امروز ظاهرا در مخالفت با نظام رای داده اند با اصول انقلاب مخالفتی ندارند " که خواستم در این قسمت کمی به آنچه در جامعه می گذرد بیشتر اشاره نمایم . ایشان از سیگاری بودن جوانان ما در گذشته و دمی به خمره و پکی به تریاک زدن پدرانمان صحبت کرده اند که الان با وجود تغییرات کشورمان و به روز شدن آنان و وجود وسایل ارتباطی بسیار کمتر در جوانان این مسائل ، قابل مشاهده است ....

نمیدانم منظورشان این بوده که با تغییر جامعه ، نوع تفریحات عوض شده و یا اینکه با وجود تغییرات جوانانمان سراغ این مسائل نمی روند ؟ !
به هر شکل توضیحاتی به نظرم میرسید که بهتر دیدم در یک پست جداگانه با خواننده این وبلاگ در میان گذاشته و جویای نظرات بقیه دوستان نیز بشوم چرا که این وبلاگ در ابتدا برای دانش اموزانم طرح ریزی شده بود که تا حرفهای خود را در ان منعکس کنند و شعارم این بود " دل گپ ، جایی برای به هم گفتن و از هم شنیدن " ...
به نظرم به ارزشها در گذشته بیشتر بها داده می شد ..... اینکه الان دختر و پسر جوان به راحتی سر پدر و مادر در حضور کسانی چون مدیر و معاون مدرسه ( که مثلا خیلی هم ازشان حساب میبرند ) فریاد می کشند ، باید دید در خانه چه بلایی سرشان می اورند !.... این مستقیما به نوع تربیت پدر و مادر بر می گردد ولی جامعه هم بی تقصیر نیست ، نوع نگاهی که ما به جوانان داریم و به یکباره آزادی هایی که ظرفیت ان را نداشتند ، در اختیارشان گذاشته شد و فرزند سالاری که در خانواده ها رواج یافته از عوامل این نوع رفتارها می باشد ....
دوستی اشاره داشتند به اینکه اگر «ترس نبود ..... » !! بله اگر ترس نبود و مثل قدیم بساط مشروب فروشی ها برپا بود مطمئنا وضع بدین منوال که میبینید نبود ..... یکی از بستگان جوانمان که تازه ازدواج کرده اند جدیدا به « وارنا » مسافرت کرده بودند و باید میدید از هموطنان جوان ایرانی که خود را در مشروب خفه کرده بودند چه می گفتند !!!! ...... و چرا راه دور برویم همین دوبی که تا پایشان به فرودگاه میرسد همه چیز فراموش میشود ! ......
منظور من از ارزشها همانی است که اگر در ما درونی شده باشد دیگر هر کجای دنیا هم که باشیم آنها را زیر پا نخواهیم گذاشت به عنوان مثال همین زوجی که به وارنا رفته بودند نمازشان را می خواندند و لب به مشروب نزده بودند .......
منظور از ارزشها همان است که اگر درونی شده باشد ، جناب آقایان ....... با کمی" فشار" از انها روی بر نمی تافتند اگر به ان عقیده ی کامل داشتند ....... منظور از ارزشها همان است که اگر در صفی مثلا نانوایی یکی از بستگانمان را دیدیم ، نخواهیم که چند نفر جلوتراز ما نوبتشان از بین برود تا ما به واسطه ایشان زودتر به هدفمان برسیم .....
جالب است بدانید در بانک بودم و خانم جوانی به همراه فرزندش از خانمی که جلوی من بودند تقاضا کردند فیش تلفنشان را پرداخت نمایند و ان خانم هم از سر ناچاری و در رودربایستی پذیرفتند . خانم تقریبا مسنی که قبل از این خانم جوان بودند به ایشان تذکر دادند که این کار صحیحی نیست و نوبتشان را رعایت کنند ، زن جوان ناراحت شد و شروع به غر غر کرد و خانمی که قبض را گرفته بود قبضش را پس داد ... غر غر زن جوان به راه بود ، گفتم خانم مسن حق دارند ، ماه رمضان است و همه روزه دار و زمان برای همه مهم است ، گفت : می خواهم با دخترم به مسجد بروم و نمیرسم !! ..... گفتم نماز جماعت کار پسندیده ای است ولی الان حق الناس به گردن شماست ، با من هم مخالفت کرد و اینها همه در جلوی چشمان ان طفل معصوم رخ می داد ........
حتما یادتان هست که مادرانمان هنگام مواجه شدن با نانی روی زمین خم می شدند ان را برداشته و می بوسیدند و به کناری می گذاشتند تا کسی از روی ان رد نشود ، این را جلوی چشمان ما انجام می دادند و ما نیز برایمان عادت شد ..... الان در مدرسه ای که من در آن خدمت می کنم چون بچه ها تا ساعت 5/2 در مدرسه هستند با خود ناهار می اورند ، عده ای ( انگشت شمار !!) با خود سفره ای می اورند و زیر ظرفهایشان پهن می کنند ، عده ای نیز می خورند بعد زمین را تمیز میکنند ( اگر خورده غذایی مانده باشد ) و عده ی بسیاری خورده غذاها را روی زمین رها می کنند و می روند ..... به ترفند های مدیریت کاری ندارم و به صحبت هایی که با ایشان می شود فقط نوع برخورد بچه ها را با این موضوع خواستم بدانید که همه ی اینها ارزش است ......
خوب است که به انسانها امیدوارانه نگاه کنیم ، خوب است که انسانها را دوست بداریم ، خوب است که با امید به جوانانمان بنگریم ولی قرار نیست چشممان را کاملا به روی حقایق ببندیم ......
شاید خیلی امیدوارانه نگاه کردن هم کار درستی نباشد باید برای بعضی چیزها که در قدیم ارزش بود احترام قائل شد و انها را به جوانمان آموخت ......
همه ی اینها به ما که بزرگتریم و مسئول آموزش بر می گردد ، نه به کودک که خشت خام است .... به همین جهت جمله ی همکارم که فرمودند « ارزشها را رشد دهیم » برایم سنگین تمام شد چرا که در ابتدا باید ارزشها را آموخت ، بعد رشد داد .......
ما هنوز نمیتوانیم طرز گفتگو با دبیرانشان را به انها بیاموزیم ، طرز نشستنشان در کلاس ، حرمتی که باید برای معلم قائل باشند ، نمیدانم شاید اطرافتان کمتر با این مسائل در گیر باشید ولی آنچه من می بینم حاکی از این است که بچه ها خودسر شده اند ........
درسی داریم دو واحدی به نام کار ورزی برای بچه های هنرستان که باید در تابستان بگذرانند ، با تمام خط و نشانهایی که برایشان کشیده ام که اگر نگذرانید ، دو واحدتان پاس نشده و موفق به گرفتن مدرک نمی شوید ، با این حال مسافرتشان را رفتند ، غیبتشان را کردند و با تاخیر در محل کارشان حضور یافتند !!!! ...( البته من هم به فراخور حالشان با ایشان برخورد کردم که سال بعدی ها تکرار نکنند ) !!
شما شاید فراتر را مینگرید ، اما من حس میکنم همین جزییات مهم است ، شاید اگر مجبور شوند ،همه ی اینها را به اجبار بیاموزند و اجرا کنند، ولی انچه اهمیت دارد نوع نگاهشان است به این نوع مسائل ، چرا که اگر ان فشار برداشته شود ان می کنند که قبلا می کردند ...... فرهنگ زمانی معنا پیدا می کند که درونی شده باشد ، دیگر آلمان باشی یا ایران و در خانه ی پدری فرقی نمی کند ، سیگار نمی کشی ، مشروب نمی خوری ، دعوا با کسی نداری ، احترام به حقوق دیگران می گذاری و ........
امیدوارم قانع شده و موفق باشید
88/6/13
  • خانم معلم

کابینه ی دهم

خانم معلم | جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۸۸، ۱۲:۳۵ ق.ظ | ۰ نظر
شکر خدا تکلیف کابینه هم روشن شد و جناب ا.ن می تونند با وزرای همگرا با سرعت به امورات مملکت رسیدگی کنند ...... امیدوارم خدا همراهش باشه چون هر چی باشه دیگه سکان این کشتی به دست ایشونه و این مملکت اون طرفی میره که ایشون بخوان !! .... فعلا که باد موافق می وزه ......
بگو آخه مرض داری فوضول جون! که حالا هی بگی ای داد بی داد ؟!" (1)
البته باز مشکل گروه ما جماعت فرهنگی به قوت خودش باقیه .... خانم کشاورز رای اعتماد نیاوردن ، من که ندیدم ولی شنیدم کلی برای دفاع ، دور زده تا بتونه جاش رو پیدا کنه .... نمیدونم توی این مدت ندیده بود ملت از کدوم طرف برای سخنرانی می رفتن ؟ .... آبروی هر چی فرهنگی رو برد !!! .... آی کیو در حد .... !
آقای علی آبادی هم رای نیاوردن ، خوب شد ، به ورزش که گند زد رفت .یکی از نمایندگان دولت ( اا ببخشید ملت در موافقت با ایشون ) گفته بود که : ز نیرو بود مرد را راستی ز سستی کجی زاید و کاستی !!! ...... دستش درد نکنه جالب بود !
موندم از جناب محرابیان که بالاخره رای آورد ، خوب کلی زحمت کشیده بود نظرات نمایندگان مخالف و .... یادداشت کرده بود ، قول داده که ایرادات رو بر طرف کنه !! و پسر خوبی بشه ، دیگه نره سراغ اختراعات بر و بچ ! و ....... خوب نوش جونش 4 سال دیگه هم بمونه ...
خانم دستجردی که بنده از نزدیک خدمتشون ارادت داشتم ، امیدوارم وزارتخونه اش مثل مطبش نباشه !!! وگرنه از لحاظ تشخیص که دکتر قابلیه ........ موفق باشند ....
وزیر اقتصادمون که با رای بالایی اعتماد مجلس رو بدست آورد ...... وضع اقتصادمون خوبتر میشه چقدر خوشحالم !! ........
وزیر دفاع هم که شاگرد اول شد بهش تبریک می گم ایشون مهمترین اولویتشون رو در وزارتخانه ارتقای قابلیتهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران عنوان کردن .
اما وزیر نفت جناب آقای میر کاظمی که سوزنی رد کردن ، خدا بداد برسه ، با مدرک دکترای صنایع بازرگانی مون که تعریفی نداشت ، ببینیم سر نفتمون چی میاد ، البته شاید همین وزرا باعث بشن که انقدر روی نفت سرمایه گذاری نشه ، بالاخره تمومش می کنن راحت میشیم ، ضمن اینکه از خدا می خوام زمستون سردی پیش رو نباشه که یکی از برنامه هاشون صادرات گازه !!!!!
به هر شکل داستان تموم شد ...... امیدوارم که کار به استیضاح نکشه و همه ی وزرای منتخب روسفید از آب در بیان ..... اصلا به ما چه ( به قول ابطحی ، ما رو چه به سیاست !!!)
" ز دست گوش و دیده هر دو فریاد که هرچی بشنفه این، اون کنه یاد!





1- برداشت از وبلاگ میزمویز
  • خانم معلم

میلاد کریم اهل بیت مبارک

خانم معلم | پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۸، ۰۹:۴۷ ق.ظ | ۱ نظر

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم.

احادیث گهرباری از حضرت:
امام حسن (ع) : اگر به خاطر نیازی مجبور شدی با مردی دوست و همنشین شوی ، پس با کسی دوست شو که وقتی با او همنشینی میکنی ، موجب زینت تو باشد و هنگامی که به او خدمتی کردی، از تو حمایت کند و هنگامی که از او در خواست کمک کردی ، تو را یاری کند و اگرسخنی گفتی ، سخن تو را تصدیق کند و اگر حمله کردی ، هجوم تو را قوت بخشد و اگرچیزی طلب کردی ، تو را یاری کند و اگر نقصی از تو آشکار شد ، آن را بپوشاند و اگرنیکی از تو دید ، آن را به حساب آورد .




اذا نازعتک إلی صحبة الرجال حاجة فاصحب من اذا صحبته زانک واذا خدمته صانکواذا أردت منه معونة اعانک ، ان قلت صدق قولک وان صلت شد صولک ، وان مددتیدک بفضل مدها ، وان بدت عنک ثلمة سدها وان رأی منک حسنة عدها . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139

امام حسن (ع): فقط به دیدار کسی برو که یا به عطا و بخشش او امیدوار باشی و از قدرت او بترسی، یا از علم او استفاده کنی ، یا به برکت دعای او امیدوار باشی ، و یا از خویشان تو باشد .




لا تأت رجلا الا أن ترجو نواله وتخاف یده ، أو تستفید من علمه ، أو ترجو برکةدعائه ، أو تصل رحما بینک وبینه . بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111

امام حسن (ع): از آن حضرت سؤال شد : کرم چیست ؟ فرمود : بخشش پیش از خواهش و اطعام در قحطی .




قیل له - علیه السلام - ما الکرم ؟ قال : الابتداء بالعطیة قبل المسألة واطعامالطعام فی المحل . تحف العقول ، ص 227
به امام مجتبی - علیه السلام - عرض شد : ای پسر پیامبر خدا در چه حالی هستی ؟فرمود : خدایی دارم که بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پیش روی من است ، و مرگ مرا میخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه کرده است ، و در قید و بند اعمالم هستم ، نمیتوانم آنچه را که دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست ندارم از خود دور کنم چون انجام امور به دست دیگری است . اگر بخواهد ، مرا عذاب میکند و اگربخواهد ، مرا می بخشد . پس کدام فقیر و محتاجی است که محتاج تر از من باشد ؟




قیل له علیه السلام کیف أصبحت یا ابن رسول الله ( ص ) ؟ قال : أصبحت ولی ربفوقی ، والنار امامی ، والموت یطلبنی ، والحساب محدق بی ، وأنا مرتهن بعملی لاأجد ما احب ، ولا أدفع ما اکره والامور بید غیری ، فان شاء عذبنی وان شاء عفا عنی ،فأی فقیر أفقر منی ؟






بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113








التماس دعا
  • خانم معلم

قضاوت

خانم معلم | چهارشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۸۸، ۱۱:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد،زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده.."


مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!



زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه ‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟


زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردن است...
  • خانم معلم