گاه نوشت یک خانم معلم

  گاه نوشت یک خانم معلم


وقتی با ما این طور برخورد میشه ..........

خانم معلم | چهارشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۸۸، ۰۵:۱۱ ب.ظ | ۷ نظر
دیروز یکی از دوستام که مدیر دبیرستانیه بهم زنگ زد که یکی از معاونین اداره بهش گفته « مانتوی سبز می پوشی ، این کار رو نکن به اداره خبر دادن !!!!» قبلش مدیر خودم دوباره بهم اخطار داد که توی مدرسه صحبت سیاسی نباشه چون از اداره به ایشون هم اخطار داده شده !!! .....



به هر دو شون گفتم اداره سیاستش بر اینه که با اخطارهای اینجوری کاری کنه که توی مدارس بحث سیاسی نباشه و مدیرها رو دارن اینجوری می ترسونن .....


آخه کجای این کارها درسته ؟ !!! ..... کجای دین گفته نظرت رو نگو ؟ !! ..... کجا باید حرف زد ؟ !! ...به کی باید حرف زد ؟ !!! ...... من نمیدونم حرف دل رو پیش دوست هم اگه نباید برد کجا باید گفته بشه .....

میدونم که بسیاری از ادارات دولتی ما چنین وضعی رو دارن ...... مسئله اغتشاش یه چیزه ، مسئله مطرح کردن درد ، یه چیز دیگه ......

انگار قراره فقط بگیم " بله شما درست می گید " ، " شما درست عمل میکنید " ، " هر چیزی که شما میگین صحیحه " و ..... بابا این برخورد آراست که باعث رشد میشه ، وگرنه حیوانات ! سخنگو بسیارند !!! ......
دیگه نمیشه توی چنین جوی کار کرد ، شده عین زمان شاه که همه رو می ترسوندن که ممکنه بقال محله تون هم ساواکی باشه ، مملکت رو پر کردن از اطلاعاتی ها ، بابا انقلاب کردیم که از حق شهروندی برخوردار باشیم ، انقلاب کردیم ظلم نباشه ، انقلاب کردیم اصول و فروع دین رو پیاده کنیم ، انقلاب کردیم برگردیم عقب ؟ !!......

امروز توی مدرسه شورا داشتیم ، بنا به دستور اداره باید شعار سالی برای مدرسه تعیین می کردیم تا همه ، اعم از دانش اموز و کادر در راستای این شعار !!! تا پایان سال عمل کنند .!! .... مثل سالهای گذشته !!!!!!!!!! .چند کلمه کلیدی این جمله اینها شد : ارزشها ، منویات رهبری ، اصلاح الگوی مصرف و رسیدند به فعل !! ...... یکی گفت پاس بداریم ، یکی گفت احیا کنیم ، یکی گفت عمل کنیم ، یکی گفت رشد دهیم !!! که دیگه صدای من در اومد گفتم بابا ما ارزشهامون رو فراموش کردیم ، اونوقت چه جوری قراره رشدش بدیم ؟ !!! .........دانش اموز ما از ارزشها هیچی نمیدونه ، اون وقت تو فکر رشدشیم ؟ !!

معلم این مملکت وقتی انقدر آزاد نیست که اظهار عقیده بکنه که هیچ ( توی سرش رو بخوره ) ، انقدر ازاد نیست که رنگ مانتوش رو خودش تعیین کنه ، اونوقت قراره ارزشها رو رشد بده ؟ !!!......

از بس توی تمام این سالها شعار دادند ، یاد گرفتیم که ما هم شعار بدیم ، عمل در کار نیست ، توی پست قبلی همکار عزیزم خوب نوشته بود از شرمندگی مون در برابر قر ان ، اونجا هم شعار میدیم ، کیه که درست عمل کنه ......... وقتی آموزش و پرورش مملکتی راه اشتباه در پیش گرفت باید فاتحه ی اون مملکت رو خوند .... تربیت تمامی نیروی انسانی هر کشوری برعهده آ . پ اون مملکته ، دکتر و مهندس و عمله همه مدرسه رفتن و چند کلاسی رو کمتر و بیشتر گذروندن ... وقتی با ما این طوری برخورد میشه ، وااای به حال بقیه ...

88/6/11
  • خانم معلم

قرآن شرمنده ی توام !

خانم معلم | چهارشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۸۸، ۰۲:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر
اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند: «چه کسی مرده است؟!!».


چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن من شرمنده ی توأم!! اگر تو را از یک نسخه ی علمی به یک افسانه ی موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته!
یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده!
یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته!
یکی به خود می بالد که تو را در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده...!
آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟
قرآن من شرمنده ی توأم!! اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند!
اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند: «احسنت...!!» گویی مسابقه ی نفس است!
قران من شرمنده ی توأم!! اگر به یک فستیوال مبدل شده ای!
حفظ کردن تو با شماره ی صفحه!
خواندن تو از آخر به اول!
یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟!
ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند، حفظ کنیم تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند.
حفظ کنیم کودکی را که با ایما و اشاره آیات تو را پانتومیم می کند!
قرآن من شرمنده ی توأم!! اگر نیزه های عمرو عاص های عصر مدرنیته همچنان پاره های تو را بر سر خویش دارند،
اگر روزهای جمعه که به فرمان تو روز «...و ذروا البیع...» است بازارها رونق دارد،
اگر عروسان برهنه قطع بزرگی از تو را به رسم سنت می بوسند و با ژستی داماد کش با تو عکس یادگاری می گیرند،
قرآن من شرمنده ی توأم!! اگر هنگام خرید خانه تو را کنار آب و آیینه ای به نگهبانی از خانه ام گمارده ام!
اگر ده ها تفسیر بر تو نوشته ام و هنوز عدالت را حتی هجی هم نمی توانم نه! نمی خواهم کرد!
اگر کنت گریک انگلیسی از مهندسی آب و خاک به تو رسید ما از الهیات و عرفان و فلسفه و کلام و حدیث و حجابی بر خویش کشیده ایم
اگر مردگان به آوای تو شاد می شوند و بر جهل ما زندگان که تو را جز برای سنت ها وانهاده ایم نمیدانم می خندند یا می گریند؟
دخترم می گفت در مدرسه ی اسلامی... به رفتار ناپسند دانش آموزی انتقاد کردم با تبختر گفت تو بهتر می دانی یا من که حافظ قرآنم؟!!!
چقدر هزل است که آل سعود را به خاطر بی کفایتی شان بر تولیت حرمین شریفین و تزویرشان در چاپ 2 میلیون جلد قرآن در حج هر سال محکوم می کنیم!
لابد نمایشگاه های عظیم قرآنی ما در هر ماه رمضان مشت محکمی بر دهان آنان است!
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو
آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند که گویی قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آن چه ما با قران کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیده ایم.
من شرمنده ی توأم قرآن!!! به عنوان یک مدرس قرآن که قرآنی نبودم و قرآنی عمل نکردم و روح تو را در اسارت جلد و کاغذ و صحافی های شکیل نگه داشتم و شاگردانم نفهمیدند چه گنجینه ی عظیمی در پس آن چه من به دلخو.اه خود برداشت کرده ام و به خوردشان داده ام نهفته است... باز هم شرمنده ی توأم قرآن نورانی من!
برگرفته از وبلاگ « بچه کنکوری » و با تشکر از همکار عزیزم
  • خانم معلم

درک یا قرائت قرآن ؟

خانم معلم | سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۸، ۰۲:۰۱ ق.ظ | ۱ نظر
در چند ساله اخیر بسیار در محافل زنانه مسئله قرائت دسته جمعی قران باب شده ، یک گروه 120 نفری تشکیل می شوند و هر روز یک حزب از قرآن خوانده می شود به این شکل هر روز قران ختم شده و نیز در طول یک دوره سه و نیم ماهه ، کل قران توسط خواننده اش ختم می گردد .


در ابتدا تاکید بر خواندن معانی قران بود که بسیاری ، پس کشیدند و بسیاری نیز تنها به روخوانی آن ادامه دادند ......و این امر اکنون امری متداول گردیده .......
امروز شنیدم که یکی از نمایندگان موافق دولت فرموده اند در زمان دولت آقای خاتمی که روحانی نیز بودند !! بودجه ای که در اختیار حوزه علمیه قرار داشت بسیار کمتر از بودجه ای است که جناب ا.ن در اختیار حوزه قرار داده اند !!!
البته ارقام چون خاطرم نیست از ذکر آن خودداری می کنم ، تنها مسئله در اینجاست که این همه روخوانی قران چه تاثیری در زندگی افراد داشته است ، البته با روخوانی قران مخالف نیستم ولی مشکل در این است که از بچگی تا کنون همواره حفظ و قرائت قر ان در جایگاه بالاتری از فهم آن قرار داشته ، اگر دولت نهم واقعا در پی بالا بردن سطح درک دینی مردم بوده و بودجه کلانی در اختیار حوزه قرار داده است اثرات آن در جامعه چرا دیده نمی شود ؟!! ......
مسئله فقط استفاده قشر فرهیخته مملکت از قران نیست ، بلکه بخش عظیمی از این مردم همانهایی هستند که به جناب ا.ن رای داده اند ، این تخصیص بودجه کلان به حوزه در کجای زندگی این مردم تاثیر گذار بوده است ؟ !!! ....... چه فرقی این دولت با دولت هشتم داشته ؟ !! ........
اصولا ، پس از برپایی نمایشگاه قرآن ، تاثیرات آن را چگونه ارزیابی می کنند و آیا هدف از برپایی نمایشگاه قرآن تنها آشنایی افراد با آخرین دستاوردهای قرانی است ؟ !!! .....
استقبال مردم از نمایشگاه قرآن ( که هر ساله من بازدید کننده آن هستم ) در مقایسه با استقبال از نمایشگاه کتاب بسیار بسیار کمتر است ........ بازدید کنندگان آن را نیز تقریبا در رده خاصی می توان دسته بندی کرد .
چرا در پی رواج دین نیستیم ؟ ... چرا آشنایی با قرآن را به بطن خانواده ها نمی کشانیم ؟ ..... با راههای علاقمند کردن مردم به قرآن آشنا نیستیم و این ، کار همان کسانی است که بودجه شان را افزایش داده اند ، البته وظیفه ای نیست که از ما به واسطه انجام دیگران ساقط شود ولی هر کس به وسع خودش .......
فکر میکنم ، به فرموده رهبری ، دینداری مردم بر عهده روحانیون باشد ، پس این روحانیون چه می کنند ؟ ........ کشور شیعه ای که با کلام اولین تا آخرین امامش آشنا نیست ، کشور شیعه ای که فقط بعضی از امامانش در اولویتند ، کشوری که بعضی از امامانش در مظلومیت به سر می برند ، کشور شیعه ای که عید فطرش به سان روز جمعه ای ، تعطیل می شود و این در حالی است که برای عربها عید فطر عید بزرگی است و شادی ماه رمضان برای عربها کاملا با سایر ماهها متفاوت است ( حد اقل تلویزیونشان از روزها قبل ، جشن امدن رمضان را تبلیغ می کند ، نه مثل تلویزیون ما که زیر نویس سریال جومونگ دیدن هلال ماه و رسیدن عید رمضان را بدون هیچ انعکاس شادی ، چون انعکاس خبر فوت یکی از هنرمندان و نه حتی چون در گذشت یکی از علما !!! اعلام می دارد ) ، کشوری که حداقل در زمان شاهش برای روزه دارن حرمت قائل بودند و روزه خواری در ملاء عام نبود ولی الان آن چنان عادی شده که پلیس 110 اعلام کرده اگر کسی در ملاء عام روزه خواری کرد به پلیس زنگ بزنید تا دستگیرش کنند !!!! ...... تا پلیس برسد او هر چه خورده هضم نیز کرده است ...... و اصولا این راه مقابله است ؟ !!! ........ با مسئله ای فرهنگی باید فرهنگی برخورد کرد نه با خشونت !! ....
متاسفم ، واقعا متاسفم که شاید هیچوقت برایم آن سالهای زیبایی که با ندای ربنای استاد شجریان و اذان مرحوم موذن زاده به استقبال افطار میرفتیم تکرار نشود ، حال و هوای رمضان هر سال با سال قبل فاصله ای به توان دومی گیرد ، سحر های رمضان ، متنهای مینیاتوری فرزاد جمشیدی هم نمی تواند سحر های آن سالها را تداعی نماید . انگار همه چیز رنگ و بوی خود را از دست داده است ، نه دعای سحر همان دعا است و نه رمضان همان رمضان .......
فقط از خدا می خواهم به دلهای صاف ومتبرکی که در این روزها و این شبها با خدا حرف می زنند ، آخر و عاقبت این مملکت و جوانانش را ختم بخیر بکند ، از خدا می خواهم « وجدان درد » را نصیب تمامی سران این مملکت از بزرگشان گرفته تا کوچکشان بنماید ، از خدا می خواهم که به همه ی ما سعه صدر در برابر تمامی ناملایمات عطا بفرماید و از خدا می خواهم به قول دکتر:
به علمای ما مسئولیت ، و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و .... به مبلغان ما حقیقت و به دینداران ما دین ، و به نویسندگان ما تعهد و ...... به مسلمانان ما قران و به شیعیان ما علی و .... به همه ی ملت ما عزت ببخشد .
آمین یا رب العالمین
  • خانم معلم

یا حی و یا قیوم

خانم معلم | سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۸، ۱۲:۴۸ ق.ظ | ۰ نظر
  • خانم معلم

گفتگوی بنده با خدا

خانم معلم | سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۸، ۱۲:۲۵ ق.ظ | ۱ نظر
گفتم: خسته‌ام گفت: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا نا امید نشوید گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای! گفت: فاذکرونی اذکرکم .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا .:: تو چه می‌دانی ! شاید موعدش نزدیک باشد گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله .:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه! گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم مهربان است گفتم: دلم گرفته گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا .:: مردم به چی دلخوش کردن! باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله گفت: ان الله یحب المتوکلین .:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد گفتم: خیلی چاکریم! گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره .:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم گفت: فانی قریب .:: من که نزدیکم گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟ گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! گفتم: دیگر روی توبه ندارم گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: ولی خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟ گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟ گفت: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفت:الیس الله بکاف عبده ::: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟ گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! گفتم: غیر از تو کسی را ندارم گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم 9/6/88
  • خانم معلم

الیس الله بکاف عبده

خانم معلم | سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۸، ۱۲:۱۶ ق.ظ | ۱ نظر
امروز با وجود سر درد شدیدی که داشتم ترجیح دادم برم نمایشگاه قرآن بلکه حال و هوام عوض بشه .... مخصوصا که بخش هنر و هنرمندانش همیشه برام جالب بوده ........

متاسفانه دوربین گوشی ام از کار افتاده بود و نتونستم از او کارهای بسیار زیبا عکسی بگیرم ، اشتباه کردم دوربین روهمراهم نبرده بودم ......


مثل روال سالهای گذشته ، در بخش خط و تذهیب و معرق کارهای خوبی ارائه شده بود ، مخصوصا در بخش اساتید و در بخش مسابقه هم کارهای خوبی دیده می شد .....
اساتید هنرمند هم مشغول انجام کار یا توضیح برای علاقمندان بودند ، یکی در حال تذهیب ،یکی تو کار تشعیر ، یکی خط نستعلیق ، یکی ثلث و یکی نسخ ، یکی در حال انجام معرق و ...خلاصه محل خوبی بود که کمی از روزمرگی فاصله بگیری و حال و هوات عوض بشه و فقط گاه گاهی بامب و بومب های سرت یادت می انداخت که قبلا سر دردی هم داشتی !
داشتم یکی از کارهای خط رو نگاه می کردم که دوستم که مترجم زبان عربیه گفت : وااااای چقدر این آیه قشنگه ! « الیس الله بکاف عبده »( زمر – 36) ...پرسیدم چطور ؟ .... گفت « ا » که اینجا اومده حکم سوالی رو نداره نمی گه آیا خدا برای بنده اش کافی نیست ؟ بلکه داره تاکید می کنه که مگه خدا برای بنده اش کافی نیست . مثلا زمانی که می گه الست بربکم ، از شنیدن و دیدن این آیه یاد همه ی اتفاقهای اخیر افتادم ....کاش همه تاملی در رفتار هاشون بکنن و ببینند آیا رضای خدا در اونها هست ؟ ...... آیا واقعا خدا ما را کفایت نمی کند ؟ بدنبال چه هستیم ؟ !!!! ......

الیس الله بکاف عبده.......


88/6/9

  • خانم معلم

برای استاد شفیعی کدکنی

خانم معلم | دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۸۸، ۰۲:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر
پس از چندین فراموشی و خاموشی
صبور پیرم

ای خنیاگر پایرن و پیرارین
چه وحشتناک خواهد بود آوازی که از چنگ تو برخیزد
چه وحشتناک خواهد بود
آن آواز
که از حلقوم این صبر هزاران ساله برخیزد
نمی دانم در این چنگ غبار آگین
تمام سوکوارانت
که در تعبید تاریخ اند
دوباره باز هم آوای غمگین شان
طنین شوق خواهد داشت ؟
شنیدی یا نه آن آواز خونین را ؟
نه آواز پر جبریل
صدای بال ققنوسان صحراهای شبگیر است
که بال افشان مرگی دیگر
اندر آرزوی زادنی دیگر
حریقی دودناک افروخته
در این شب تاریک
در آن سوی بهار و آن سوی پاییز
نه چندان دور
همین نزدیک
بهار عشق سرخ است این و عقل سبز
بپرس از رهروان آن سوی مهتاب نیمه ی شب
پس از آنجا کجا
یارب ؟
درانجایی که آن ققنوس آتش می زند خود را
پس از آنجا
کجا ققنوس بال افشان کند
در آتشی دیگر ؟
خوشا مرگی دیگر
با آرزوی زایشی دیگر

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، استاد بارز و متبحر و محقق ارزشمند و صاحب نظر در نقد شعر و ادب فارسی که خود در شعر و شاعری جایگاهی برجسته دارد برای همیشه از ایران سفر کرد.این یکی هم رفت .....

چقدر در ابتدای ترم برای دانشجویانش ، سخت خواهد بود که دیگر او را نبینند . هر کجا هست خدایا به سلامت دارش .....

  • خانم معلم

اگر در صحنه نیستی .....

خانم معلم | يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۸۸، ۰۶:۳۸ ب.ظ | ۳ نظر
اگر در صحنه نیستی،هرکجا که خواهی باش.چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی، هر دو یکی است (دکتر شریعتی )
  • خانم معلم

ربنا لاتجعلنا مع القوم الظالمین

خانم معلم | يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۸۸، ۰۶:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر
دعاهای قرآن که با کلمة ربنا شروع می‌شوند:
1-ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار. (سورة بقره آیه 201)
پروردگارا در دنیا و آخرت به ما نیکی و احسان فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ مصون بدار.
2-ربنا اتنا فی الدنیا و ما له فی الاخره هن خلاق (سورة بقره آیه )
پروردگارا در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت فرما و هر که از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.
3-ربنا اتنا من لدنک رحمه و هیّی لنا من امرنا رشدا. (سورة کهف آیه 10)
پروردگارا از جانب خود بر ما رحمتی فرست و برای رشد عقلی ما وسایل هدایت و ارشاد آماده فرما.
4-ربنا انهم ضعفین من العذاب و العنهم لعناً کبیرا. (سورة احزاب آیه 68)
پروردگارا آنها که ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان کن و از نعمتهای خود محروم ابدی فرما.
5-ربنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین (سورة آل عمران آیه 53)
پروردگارا، ما به تو و آنچه بر پیغمبرت فرستادی ایمان آوردیم و از رسول تو پیروی کردیم، نام ما را از شهادت دهندگان به توحید و نیوت قرار ده.
6-ربنا اطمس علی اموالهم و اشدد علی قلوبهم فلایومنوا حتی یروا العذاب الالیم (سورة یونس آیة 88)
پروردگارا اموال آنها را نابود ساز و دلهای آنها را قسی و سخت گردان که ایمان نمی‌آورند جز به دیدن عذاب سخت.
7-ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین (سورة آل عمران آیة 147)
پروردگارا گناهان ما را بیامرز و لغزش و اسراف ما را ببخش و قدمهای ما را در راه انجام انجام وظیفه ثابت بدار و بر کفار نصرت و پیروزی بخش.

8-ربنا اغفرلنا و لا خواننا الذین سبقونا بالایمان و لاتجعل فی قلوبنا غلاً للذین امنوا ربنا انک روف رحیم (سوره حشر آیة 10) پروردگارا، ما و برادران ما را که در ایمان بر ما سبقت گرفتند بیامرز و در دلهایمان برای گرویدگان به تو کینه و کدورتی قرار مده که پروردگارا تو روف و مهربانی. 9-ربنا اصرف عنا عذاب جهنم انّ عذابها کان غراما (سوره فرقان آیه 65)
پروردگارا عذاب جهنم را که آن عذاب برای همیشه هلاک کننده است از ما دور کن.
10- ربنا اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب (سوره ابراهیم آیه 41)
پروردگارا، مرا و پدر و مادر مرا و همچنین مومنین را در روز حساب بیامرز.
11-ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیر الفاتحین (سوره اعراف، آیه 89)
پروردگارا دری از رحمت به سوی ما و قوم ما بگشا که راه تو راه حق است و تو بهترین گشاینده‌ای.
12- ربنا افراغ علینا صبرا و توفنا مسلمین (سوره اعراف، آیه 126)
پروردگارا به ما تحمل و بردباری عنایت فرما و ما را جزو تسلیم شدگان پیغمبرت بمیران.

13- ربنا اکشف عنا العذاب انا مومنون (سوره دخان آیه 12)
پروردگارا، عذاب را از ما دور بگردان و بر طرف ساز که ما گرویدگان به تو هستیم.
14- ربنا انزل علینا مائده من اسماء تکون لنا عیدا و لاولنا و احزنا (سوره مائده آیه 114)
پروردگارا، از آسمان برای ما مائده و غذایی فرست که بر ما و آیندگان «روز عید» باشد.
15- ربنا انک تعلم ما نخفی و ما نعلن و ما یخفی علی الله من شیء فی الارض و لا فی السما (سوره ابراهیم آیه 38)
پروردگارا تو می‌دانی آنچه در پنهان و آشکار انجام می دهیم، بر خداوند در آسمان و زمین هیچ کار و هیچ چیز پوشیده نیست.
16- ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین (سوره اعراف آیه 23)
پروردگارا، ما بر خود ستم کردیم و اگر تو ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.

17- رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ . (سوره ممتحنه آیه 4)
پروردگارا در هر کار به تو توکل می کنیم و از تو استعانت می جوییم که بازگشت همة ما به سوی توست.
18- ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیاتنا و توفنا مع الابرار (سوره آل عمران آیه 193)
پروردگارا گناهان ما را بیامرز و از بدیهای ما درگذر و بپوشان و ما را با نیکوکاران قرار ده.
19- ربنا لاتجعلنا فتنه للقوم الظالمین (سوره یونس آیه 85)
پروردگارا مار مورد شکنجه قوم ستمکار قرار مده.
20- ربنا لاتجعلنا مع القوم الظالمین (سوره اعراف آیه 47)
پروردگارا ما را با مردم ستمکار محشور مفرما.

التماس دعا
  • خانم معلم

قانون برای همه یکسان است

خانم معلم | يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۸۸، ۰۶:۰۶ ب.ظ | ۵ نظر
امروز بعد این همه رفت و آمد و گرفتن سبقت های بی جا و سرعت های غیر مجاز ، توی ترافیک ! اتوبان آزادگان ، به یه تریلی رسیدیم و انچه نباید میشد ، شد ....... زنگ زدم افسر اومد و با اجازه تون با اینکه تریلی از پشت به ما زده بود ، ما رو مقصر دونست و گفت برو خدا رو شکر کن !! ...... بعدش گفت با این آقا ( راننده ) کاری نداری ؟ گفتم نه ، ولی با شما کار دارم ، فکر نمیکنین منصفانه قضاوت نکردین ؟ گفت : نه . کل کل کردن بیمورد بود ، راننده خودش اومد گفت خانم ، اگه ناراضی هستین من مبلغی رو پرداخت کنم ، گفتم نه ، اگه من مقصرم که نیاز به پرداخت چیزی نیست و تموم شد .....به همین سادگی !!! .......


اما جالبه که ، ما برای راهنمایی و رانندگی ، قانون داریم و افسر، قاضی و همه باید تن به دستور این قاضی بدن ، اما این مملکت قانونی نداره ، که بابا ، همین جور ملتی رو می گیرین و می برین و بدون هیچ حکمی دستگیر می کنین ، توی خیابون و بیابون و فرودگاه ، صدای مردم اگه در اومد ، کشتنشون دیگه چیه ؟ !! ....... خوب حالا زدی کشتی ، خونبها نباید پرداخته بشه ؟ !!! ..... بابا این همه جوون ، پدر و مادر دارن ، خون که همین جور رو زمین نمی مونه ، خون دامن گیر میشه ، خون نفرت میاره ، چرا باید این جوری عمل کنیم ؟
امروز دیدم ابطحی توی آخرین مطلبی که از زندان برای وبلاگش فرستاده ، نوشته بود : « ما رو به سیاست چکار» ؟ !!! خیلی برام جالب بود ، آدم رئیس دفتر رئیس جمهور باشه ، اهل سیاست باشه ، آخوند باشه ، از همه ی اصول دین خبر داشته باشه ، بدونه سیاست ما عین دیانت ماست !، و اون وقت با یه زندان ، اینجوری بنویسه !!! ....... چه می کنه این زندان !!!! .......چه می کنن این بازجو های مهربان و دانا !!! ....
اگه یه افسری پیدا می شد و می یومد بین این جناحها یه کروکی می کشید و فرد خاطی رو معرفی می کرد و اونا هم می پذیرفتن چی میشد ؟ !! ....
آخه ، دنیا چقدر ارزش داره که بخاطرش باید از آخرتمون بزنیم ؟ ......حق اجتماعی این مردم باید داده بشه ، ظلم باید محکوم باشه ولوبه یک نفر ، اینکه دیگه دستور اسلامه !!! ......
چطور به خودمون اجازه می دیم بگیم «حضور میلیونی مردم » و این رو نشون تصدیق مردم از «حکومت »محسوب می کنیم ؟ .....
حداقل یک میلیون در راهپیمایی بعد از انتخابات شرکت کردند ، به آنها هر چه خواستند گفتند ، هر کاری خواستند انجام دادند ، انسانیت کجاست ؟ ! ، اگرامام بود از این مسائل پیش امده راضی بود ؟ !
رفتار ناصحیح حکومت عامل اصلی دامن زدن به اغتشاشات بود ، مردم که کاری نداشتند ، حداقل مردمی چون من مثل جناب ابطحی (الان) با سیاست صنمی نداشتند ، ما که از پذیرش مسئولیت یک مدرسه هم سر باز میزنیم که قدرتی نداشته باشیم و با اداره ای و ادارجات ما را کاری نباشد ، چگونه است که هنوز بدون طرفداری از هیچ جناحی ، هنوز آرام و قرار نداریم ؟ !!!.... با گروه مثل ما چه می کنند ؟ !!! ...... و کم نیستند کسانی که حکومت اسلامی را قبول دارند و این فجایع را محکوم می کنند و منتظرند که حکم قاطعی از سوی رهبر با عاملین این جنایات صادر شود .
جالب است که می گویند مردم چون علاقه دارند که ببینند حکومت با سران حوادث اخیر چه می کند دادگاه آنها را علنی کرده ولی جنایتکاران کوی دانشگاه و کهریزک چون جرمشان سیاسی نیست غیر علنی دادگاهی میشوند ؟ ....... با جناب جزایری که دادگاه آخرش آن هم به اصرار مردم علنی شد چه کردند ؟ !!! ...... این همه اختلاس کننده معرفی شد ، سیاسی نبودند دادگاهشان علنی نشد و مردم نفهمیدند که بودند و چه شدند ، عاملین جنایت کهریزک را پس از حکم نهایی و مجرم شناختنشان معرفی می کنند و این سران بدون اینکه جرمشان محرز شده باشد با قیافه هایی این چنین در دادگاه حاضر میشوند ...نمونه ای ازعدالت اسلامی !!!! .......
خانم مهسا امر آبادی همسر مسعود باستانی که برای دستگیری همسرش گروگان گرفته شده بود و گفته بودند اگر همسرش ؛خودش را تسلیم کند او را آزاد می کنند ،درحالیکه بعد از تسلیم شدن همسرش باز ایشان بدون هیچ دلیل دو ماه بازداشت بودند در حالیکه" بار دار" بوده اند!! و شرایط زندان وآلودگی های موجود در آن حتی اگر بقبولانیم که هیچ فشار و شکنجه و تهدیدی نبوده برای یک زن باردار چه قدر خطرناک است!...باید بر شرف و غیرت و مسلمانی عده ای صلوات جلی بفرستیم ! تا دیر نشده ....
مولا علی (ع) در نامه 14 در نهج البلاغه می گویند : با آزار رسانیدن به زنان خشم ایشان را فروزان ننمایید اگرچه آبرویتان را ببرند و امام تان را دشنام دهند. همان طور که ما در زمان رسول خدا(ص) مامور بودیم که کاری به زنان اگرچه مشرک بودند نداشته باشیم. هرگاه در زمان جاهلیت، مردی با سنگ یا چوبدستی بر زنی حمله می کرد او را تا آخر عمر و بعد از او فرزندانش را سرزنش و تمسخر می کردند.
دمتان گرم ....... خوب مسلمانی را به تمام جهان نشان دادید ............
حکومت اسلامی به پشتوانه خون هزاران شهیدی بنا شد که می خواستند جامعه ای بنیان نهند که در آن از زور و زرو تزویر خبری نباشد ...... این جامعه ، همان مدینه فاضله است که آنها می خواستند ؟ !!! .....
گرچه این مسئله به این چهار سال بر نمی گردد ، ولی این زخمی است قدیمی که تازه سر باز نموده و اگر چاره جویی نشود بنیاد مان را از بین می برد . اگر به فکر حکومتیم ، بهترین راه آن است که قانون را پیاده نماییم و قانون برای همه یکسان است ......... کاش از شهامت در بین سردمدارانمان خبری بود ........ 8/6/88
  • خانم معلم