حسین وارث آدم
خانم معلم |
جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۸۸، ۱۰:۳۳ ق.ظ |
۱۵ نظر

تشیع با « نه » آغاز شد ..... « نه » در قبال مسیری که تاریخ انتخاب میکرد ... و اینک حسین .... وارث آدم .... وارث تمامی تاریخ ..... « نه » گویان ، ["خشمگین و مصمم ، گرداب فشرده ی مسلمانانی که رو به کعبه دارند را می شکافد ،هم آنانی که گوسفندان را به اشاره ی سرنوشت خویش ذبح میکنند و هفت ریگ ظریف زیبای رنگارنگ را با سرانگشت نوازش خویش بر سیمای آن سه خداوند زمین وزمان خویش به طنازی واطوار عشقبازی می پرانند ، تا دوزخ دنیا را به بهای بهشت بخرند و پشت به خانه ی مردم ، به سوی قبله ی زندگی ذلتشان رو دارند ....." ](1)
آری این حسین است که میرود ، او که پشت به « کاخ سبز » دمشق دارد و پرورش یافته ی خانه ی گلین و متروک فاطمه است ..... حسینی که خون پیامبری که در« قبه الخضرا » آرمیده است ، در رگهای اوست ....
شیعه در خانه ی فاطمه هر چه را می خواست و هر که را می خواست می یافت ......
برای شیعه ،[" فاطمه وارث پیامبر ، مظهر « حق مظلوم » و در عین حال نخستین « اعتراض » و تجسم نیرومند و صریح « دادخواهی » که شعار ملتهای محکوم و طبقات مظلوم در نظام حاکم ، بود .
و علی ، مظهر « عدل مظلوم » تجسم پر شکوه حقیقتی که در رژیم های ضد انسانی قربانی شد و در مذهب رسمی حاکم کتمان
و حسن ، مظهر آخرین مقاومت پایگاه « اسلام امامت » ، در برابر اولین پایگاه « اسلام حکومت » .
و حسین ، شاهد همه ی شهیدان ظلم در تاریخ ، وارث همه ی پیشوایان آزادی و برابری و حق طلبی از آدم تا خودش ، تا همیشه . رسول شهادت ، مظهر خون انقلاب .
وبالاخره زینب ، شاهد همه ی اسیران بی دفاع در نظام جلادان ، پیامبر پس از شهادت ، مظهر پیام انقلاب !" ](2 )
واینک این حسین است وارث آدم ..... وارث تمامی تاریخ که اینگونه با سپاهی اندک تمام قد در برابر تمامی کفر ایستاده است ... او با خانواده اش و یاران باوفایی آمده است که به شهادت تاریخ 72 نفر و شاید کمی بیشتر یا کمترند .... اما کسانی هستند که در شب عاشورا ، امام حجت را بر انها تمام نمود و خواست که اگر نمی توانند ، از سیاهی شب استفاده کنندو برگردند ، عده ای رفتند ولی این زینب بود که می هراسید ، می ترسید که نکند همین سپاه اندک نیز برادرش را تنها بگذارند و حبیب ابن مظاهر ، این ارامش دلها ، شبانه به همراه حسین ، برای بیعتی دوباره به خیمه ی زینب میرود ... و حسین است و این سپاهی که تاریخ از ابتدای خلقت تا ظهر عاشورا و تا همیشه ، اصحابی با وفا تر و مهربانتر از آنها به خود ندیده ، که زودتر از رهبر و سرور خوبش به ملاقات خدا می روند ....
مگر حسین ، چه میگفت ؟ .... جدش چگونه او را تربیت نموده و مادرش زهرا با شیره وجودش چه در جان او ریخته بود ؟
علی مگر به او چه آموخته بود ؟ ....و تشیع از او چه خواسته بود ؟ ....
["در مکتب علی ، شیعه به عنوان تجسم درد ها و آرزوهای توده های مظلوم و آگاه و عاصی بر جبر حاکم ، اساسی ترین شعار های خود را می یافت :
برای رهایی از « ولایت جور »
« ولایت علی »!
برای زدن داغ باطله و مهر کفر و غضب بر جبین خلافت :
« امامت »!
. برای واژگون کردن نظام تضاد و تبعیض مالکیت :
« عدالت » !
و برای ، « اعتراض به وضع موجود » - که حکومت و روحانیت و اشرافیت حاکم ، با فتح ها و غنیمت ها و مسجد سازی ها و جماعت ها و مدرسه ها و نذرها و وقف ها و خیرات و مبرات و تعظیم شعائر و انجام مراسم ،می کوشیدند تا همه چیز را طبق مشیت بالغه ی خدا و شرع و رضای خدا و خلق نشان دهند :
اصل « انتظار » !
و برای ایجاد مرکزیت در نهضت :
« مرجعیت » !
وبرای تشکیل نیروها و نظم و دیسیپلین و تعیین جهت :
« تقلید » !
و برای داشتن یک رهبری مسئول :
« نیابت امام » !
و برای تامین بودجه مبارزه فکری و اجتماعی و اداره تشکیلات ...
« سهم »!
و برای طرح مداوم جنگ تاریخی شیعه ، انحراف تاریخ ، غصب ها و خیانت ها و ظلم ها و سرچشمه های فریب و دروغ و انحطاط . بویژه برای خاطره شهیدان :
« سوگواری » !
و برای رسوا کردن نظام حاکم که خود را وارث سنت رسول می نامند و اثبات اینکه وارث ، جلادان و قاتلان ذریه ی رسول است ، و برای نشان دادن راهکار ، پاسخ گفتن به این پرسش همیشگی که : « چه باید کرد ؟ » و تعیین شکل مبارزه با حکومت و سرپیچی از بیعت ظلم و طرح تسلسل پیوسته ی تاریخ و اعلام جنگ انقطاع ناپذیر میان « وارثان آدم » و « وارثان ابلیس » و تعلیم این واقعیت جاری که اسلام حاضر ، اسلام غایب است ، در ردای – سرخ شهادت ....
« عاشورا »! "] (3)
و این گونه بود که حسین ، حج را رها کرد و به سوی قتلگاه خویش حرکت نمود تا به انسان و به تاریخ نشان دهد که :اصول شیعه بر پایه ی دو اصل « امامت » و « عدالت » استوار است ... و هر کجا ، و در هر زمان ، حکومتی جائر بر سرکار آید شیعیان بر پایه این دو اصل به مبارزه با او برخواهند خواست و با توکل بر خدا و رهبری امامشان عدالت را برپا خواهند نمود و از هیچ چیز و هیچ کس ، حتی اگر اندک باشند ، نخواهند هراسید .
پی نوشت : (1) از کتاب حسین وارث آدم دکتر شریعتی
(2) و (3) از کتاب تشیع سرخ دکتر شریعتی
- ۱۵ نظر
- ۲۷ آذر ۸۸ ، ۱۰:۳۳