سزای ناسزا گویی ...
شهادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت برشیعیانش تسلیت باد

- ۱۳ نظر
- ۲۱ شهریور ۹۱ ، ۰۰:۰۰
شهادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت برشیعیانش تسلیت باد

این حدیث از امام صادق علیه السلام حدیثی است که همیشه در ذهنم از بچگی مانده و همه جا از ان استفاده کرده ام .
امام همانند مردم معمولی لباس می پوشید و در زندگی رعایت اقتصادرا می کرد. می فرمود: بهترین لباس در هرزمان، لباس معمول همان زمان است. لذا گاه لباس نو و گاه لباس وصله دار برتن می کرد. لذا وقتی سفیان ثوری به وی اعتراض می کرد که: پدرت علی لباسی چنین گرانبهای نمی پوشید، فرمود: زمان علی(ع) زمان فقر واکنون زمان غنا و فراوانی است و پوشیدن آن لباس در این زمان،لباس شهرت است و حرام... پس آستین خود را بالا زد و لباس زیر راکه خشن بود، نشان داد و فرمود: لباس زیر را برای خدا و لباس نورا برای شما پوشیده ام.
با این همه حضرت همگام و همسان با مردم بود و اجازه نمی داد،امتیازی برای وی و خانواده اش در نظر گرفته شود. و این ویژگی هنگام بروز بحران های اقتصادی و اجتماعی بیشتر بروز می یافت. ازجمله در سالی که گندم در مدینه نایاب شد، دستور داد گندم های موجود در خانه را بفروشند و از همان، نان مخلوط از آرد جو وگندم که خوراک بقیه مردم بود، تهیه کنند و فرمود: «فان الله یعلم انی واجدان اطعمهم الحنطه علی وجهها ولکنی احب ان یرانی الله قد احسنت تقدیر المعیشه. »
خدا می داند که می توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده ام راتهیه کنم; اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزی صحیح زندگی ببیند.
منابع :بحارالانوار، ج 47، ص 54.
اعیان الشیعه، ج 1، ص 660.
برای کسانی که دنبال پژوهش در زندگی امام هستند اینجا خواندنیست ...
صادق آل محمد علیه السلام کیست ؟
به تقویم کاری نداشتم میدانستم شنبه 18 شهریور است و با این حساب یکشنبه 19 شهریور خواهد بود تا اینکه در یکی از میادین شهر چشمم به پوستری که رویش نوشته بود شهدای 17 شهریور افتاد ! ..تازه متوجه شدم امروز 17 شهریور است ، چه ساده از کنار ِ این تاریخ گذشتم ... تازه این من ، کسی است که آن روز را کاملا درک کرده و شهدای آن روز و قطعه ی 17 بهشت زهرا را می شناسد ... خجالت کشیدم که چه زود فراموششان کرده ام .
حالا می فهمم که چرا باید همیشه از شهید گفت که انسان فراموشکار است و نیاز به تذکر دارد .کسانی که می گویند 30 سال از انقلاب گذشته و هنوز شهید شهید می کنید، کاش یک شهید را از نزدیک می شناختند نمی گویم خود از خانواده ی شهدا بودند ، شاید آن وقت متوجه می شدند که خانواده ی شهید در دلش چه می گذرد ! ...
برای خانواده ی شهید هم این گرانی ها و گاه نابسامانی ها هست تنها تفاوتشان با سایر مردم در این است که آنها میدانند چه چیز ارزشمندی را فدای اسلام و انقلاب کرده اند و چه بی ارزش است دنیایی که به سرعت باید از آن گذر نمود .

چهارشنبه ، روز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بنیانگذار مذهب تشیع است . نمیدانم چرا شیعیان برای این امام ِ عزیز هیچ برنامه ای ندارند . نمیدانم چرا ، حد اقل یک هفته را به نام و یاد ایشان جهت آشنایی جهانیان با مذهب تشیع نام گذاری نمی کنند؟!
چرا وبلاگ نویسان چنین کاری انجام نمیدهند ؟ بیایید برای آشنایی خودمان با موسس این مذهب کمی بیشتر از ایشان بگوییم ...
آنهایی که حاضرند بسم الله ...
چرا امام صادق علیه السلام مذهب شیعه را بنیان نهادند ؟ (جواب در ادامه ی مطلب )
جمعه نوشت : پرونده ی اعمال یک هفته ی مان که خدمت امام حاضر برده می شود :
شنبه : غیبت ، بد رفتاری با مردم و ...
یکشنبه : دروغ ، کم کاری و ...
دوشنبه : تهمت ، بداخلاقی در منزل و ...
سه شنبه : حرام خواری ، شکستن ِ دل ِ یتیم و ...
چهارشنبه : مردم آزاری ، دزدی و ...
پنجشنبه : لهو و لعب ، بی بند وباری و ...
جمعه : ابا صالح التماس دعا ، هر کجا هستی یاد ِ ما هم باش !!!! *
پ. ن :
مولای من ،
برای گفتن ِ غلط کردم دیر نشده ؟!!!!
* با تشکر از پسر ِ خوبم محسن زارعی
أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا؟
کجاست آنکه پریشانیهاى خلق را اصلاح و دلها را خشنود مى سازد؟

چندی است دلشوره امانم را بریده ... آرامش ندارم ...
نمیدانم چه شده ؟
.
.
.
.
بنَفْسى أَنْتَ أُمْنِیَّةُ شائِقٍ یَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَکَراً فَحَنّا ...
به جانم قسم که تو، همان آرزوى قلبى و مشتاق الیه مرد و زنِ اهل ایمانى که هر دلى از زیادت شوق او نالة مى زند.
هَلْ مِنْ مُعینٍ فَأُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکاءَ؟ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا؟ هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنى عَلَى الْقَذى؟
آیا کسى هست که مرا یارى کند تا بسى نالة فراق و فریاد و فغان طولانى از دل برکشم؟ کسى هست که جزع و زارى کند؟ آیا چشمى مى گرید تا چشم من هم با او مساعدت کند و زار زار بگرید؟
راستی چند روز به محرم مانده ؟!
مولایم کجاست ؟! ...
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا ﴿۱۵۷﴾
و گفته ایشان که ما مسیح عیسى بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانى که در باره او اختلاف کردند قطعا در مورد آن دچار شک شدهاند و هیچ علمى بدان ندارند جز آنکه از گمان پیروى مىکنند و یقینا او را نکشتند (۱۵۷)
خدایا به دل های ما ،آرامش ِ بعد از شک و یقین ، عطا فرما ...

عمر ِ ما در طلب دیدن آن یار گذشت
باز هم جمعه ی ما بی رخ دلدار گذشت
سخن این نیست که ما منتظرش می مانیم
نکته اینجاست که روز و شب ِ ما تار گذشت

ای گل ِ طاها امید ِ زهرا (سلام الله علیها )
چشم انتظارت خواهم بود تا بیایی ...
حضرت امیر(علیه السلام) میفرمایند:
«کمترین پاداش روزه داران آن است که در آخرین روز ماه
مبارک رمضان فرشته ای آنان را ندا میدهد و میگوید:
مژده باد بر شما ای بندگان خدا، که خداوند گناهان گذشته
شما را بخشود. پس مواظب باشید که از این پس چه میکنید»
ماه مبارک رو به اتمام است ... خوش به حال آنانکه با دستی پر ، از این مهمانی خارج و آنچه را جمع کرده اند تا سال دیگر و سالهای دیگر حفظ می کنند . خدا کند از آمرزیدگان این ماه باشیم که اگر نباشیم کاهلی از ماست . خوان نعمت گسترده و ما بی نصیب از آن . معلوم نیست سال آینده ماه رمضان در این مهمانی حضور داشته باشیم یا نباشیم . یا اگر باشیم توان ِ روزه گرفتن داشته باشیم . اگر فکری به حال خود نکرده ایم چند روز باقی مانده را در یابیم که سفره در حال برچیدن است.
شب های قدر رفتند و من ِ بی قدر ، چه شب هایی را گذراندم . خدایا ، لیاقت درک شب های قدرت را اگر نداشتم ، به بزرگی ات ببخشایم . ضجه زدم ، ناله زدم ، اشک ریختم ولی ... خدایا تو دریابم که تنها تویی ملجا در ماندگان ...
پ . ن مهم : فردا همه در راهپیمایی قدس باید شرکت کنیم . سکوت ِفردا ، مانند سکوت کردن در برابر ظالم است . از اربابمان امام حسین علیه السلام آموخته ایم که هر چند تعداد مان کم باشد اما اگر خدا را باور داریم از دشمن هر چند به تعداد زیاد باشند ، نمی هراسیم . سکوت کردن مانند ژاپنی ها که در سالگرد حمله ی امریکا به هیروشیما یک دقیقه سکوت میکنند !!! خیانت است به بشریت . همین سکوت مقدمه ای برای ورود بی مجوز امریکا به چندین کشور جهان حتی ژاپن گردید . ما سکوت نخواهیم کرد چون خانم زینب که در دربار یزید آبروی ظالمین را با اعتراضشان بردند ، فردا فریاد خواهیم زد و نشان خواهیم داد که ظلم ماندنی نیست ...
ما نه ظالمیم و نه ظالم پرور ، ما مسلمانانی ایرانی هستیم ، چه آذربایجان ، چه غزه ، چه بم ، چه .... هر کجای دنیا صدای مظلومی شنیده شد مسلمان موظف به کمک است ...
فریاد مظلوم، محبوب خدا است
لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إلاّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً (4نساء/148) خداوند بانگ برداشتن به بدزبانی را دوست ندارد، مگر از [سوی] کسی که به او ستم شده باشد، و خداوند شنوای داناست.
و ما همنوا خواهیم شد با مظلومین فلسطین و بحرین و مصر و سوریه و عربستان و ...
عید فطر پیشاپیش بر دوستان مبارک
از دعایتان بی نصیبم نگذارید .
جمعه نوشتی کوتاه :
عزیز دلم یا امام زمان عجل الله ! ببخش . گرچه هر چه داریم از وجود مبارک شماست اما شما این دلتنگی ها و بی طاقتی ها ، این نبودن ها و ننوشتن ها ، این یاد نکردن ها و فراموش کاری ها و کلا این بی معرفتی هایمان را ببخش ...
ما کافی است مصیبتی بهمان برسد ، قرار هایمان را زود از یاد می بریم ، ،دلمان زینبی نیست ، ما عشقمان حسینی نیست ، ما قولمان علوی نیست ، چرا جمع میبندم ، ما نه ، من ... من کسی نیستم حضرت عشق اما جهانی در انتظار تست ، از میانمار گرفته تا دمشق ، از بحرین گرفته تا مصر حتی ازسرخس گرفته تا خرمشهر همه و همه در انتظار ظهورند که بیایی ...
بیا و بر این انسان های بی طاقت بتاب ....
الا بذکر الله تطمئن القلوب ...

حدیث امروزشون این بود :
امام حسن مجتبی علیه السلام
به راستی که خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ی خلق خود ساخته تا به وسیله ی اطاعتش به رضای او سبقت گیرند .
« تحف العقول ص 239 »
این حدیث رو که خوندم یاد ِ مدرسه و بچه ها افتادم . یاد ِ اون زمانی که امتحان می خواستم بگیرم و درس ها برای بچه ها مشکل میشد و با ترفند هایی وادارشون میکردم که بیشتر درس بخونن ...
مثلا میگفتم هر کی تو این امتحان بالای 18 بشه نمره ی مستمرش رو 20 میدم .
یا شاگردی اگه ضعیف بود و نمره ی بالایی نمی گرفت ازش میپرسیدم فکر میکنی اگه خوب بخونی نمره ات چند میشه و هر نمره ای رو که میگفت با توجه به توانش یاد داشت میکردم حتی شده مثلا میگفت 8 ، بعد میگفتم اگه 8 شدی بهت 12 میدم و همین باعث میشد بیشتر تلاش بکنه ...
پیش خودم گفتم ای خدا !!! ... تو هم داری هی تشویقمون میکنی کمی این ماه بیشتر عبادتت رو بکنیم ، تو هم برات فرقی نمیکنه من نمره ام 8 بشه یا 10 بشه یا 20 بشه ، هر چی بیشتر بگیرم تو خوشحال تر میشی که « من » درسم رو بهتر یاد گرفتم و با همین کارات منو هل میدی به سمت « آدم » شدن ...
وقتی جمعیت مسجد رو دیدم که برای خوندن نماز قضا اومدن گفتم خدا جون ، خوب خدایی هستی ، منکه میدونم منظورت چیه ، فقط توانش رو باید خودت بهمون بدی ...
وقتی به کارهای خدا نگاه میکنم ، محبتش رو کاملا درک میکنم ، نعوذبالله نمیشه مقایسه کرد کار ِ خدا رو با کار ِ معلم ها ولی وقتی میگن محبت ِ مادری گوشه ی بسیار کوچکی از محبت خداییه ، میشه گفت ترفند های معلمی که میخاد بچه ها درسهاشونو بیشتر و بهتر بخونن، گوشه ی کوچکی از ترفند های خداییه ...
این ماه رمضون هم یه ترفند خداست برای اینکه حسش کنیم ، قدم هامونو به سوی خدا بیشتر ، بلندتر و تندتر برداریم ، هر کی زودتر رسید برنده است ، و این قدمها میتونن خیلی از حسنات باشن خیلی از حسناتی که گاهی اصلا به چشممون هم نمی یاد .
دیروز حضرت عبدالعظیم نایب الزیاره بودم از طرف همه ی بچه ها . پیرزنی خودش رو به ضریح می مالید ، یعنی واقعا می مالید و جلو میرفت و دعا میکرد .... برای عاقبت بخیری جوونا ، شفای مریضا دعا میکرد ... صورتش به پنجره های ضریح بود و نمیدیدمش بهش گفتم مادر خیلی التماس دعا و دعام کرد و ازش گذشتم و رفتم سمت امامزاده حمزه . بعد از من وارد امامزاده حمزه شد .خانمی دستش رو گرفته بود و بهش میگفت اینجا امامزاده حمزه است و دستش رو چسبوند به ضریح . نگاهش کردم . دو چشمش از حدقه در اومده بود . جای چشماش هیچی نبود خالی خالی ... توی دلم گفتم خوش به حال خانمی که اونجا دیدش و دستش رو گرفت و آوردش تا اینجا ... به همین سادگی میشه رفت سمت خدا . هیچ کاری نداره فقط نیتت باید قرب الی الله باشه ... اون وقت میشه کاملا فهمید که خدا هم چقدر خوشحاله از این حضور . اون وقت تو خودت رضایت قلبی ات رو میتونی کاملا حس کنی و شاد باشی . چون روحت شاد شده ...
این پست رائح رو بخونید . حس قشنگی به آدم دست میده ...
التماس دعا

دوستی از تهران به سمت شیراز می رفت . وقتی رسید ازش پرسیدم چطور بود ؟ راحت رفتی؟
گفت : راحت ؟! از اول راه بغل دستی ام شروع کرد به زنگ زدن به این دختر و اون دختر یا بهش زنگ زدن این دختر و اون دختر !!! ... به همه شون هم یه چیزی میگفت !!! ... عاشق همه شون بود و ...
راستی ، مگه نمیگن این خونه صاحب داره ؟! ... به چند نفر اجاره اش دادیم این دل رو ؟ ! ...با چند نفر تقسیمش کردیم ؟ ...
صاحبخونه جاش کجاست ؟
حداقل این ماه حرمت صاحبخونه رو حفظ کنیم ... یه جایی براش باز کنیم ، یه احترامی بهش بزاریم ...
| هر که شد مَحرَمِ دل در حرم یار بماند |
|
وآن که این کار ندانست در انکار بماند
|
| اگر از پرده برون شد دل من، عیب مکن! |
شُکر ایزد که نه در پردهٔ پندار بماند
|